بررسی"کلمه هایی که انگار خوابشان نمی برد"از نیلوفر ضرغامیان/ منصور خورشیدی

نویسنده : منصور خورشیدی
تاریخ ارسال : سی ام تیر ماه ١٣٩٠


کلمه هایی که انگار خوابشان نمی برد

شاعر : نیلوفر ضرغامیان

نشر نگیما –88

منصور خورشیدی

چرخیدن در مدار کلمه

توصیف مستقیم احساس و عواطف از راه تماشای پدیده های موجود در اطراف شاعر ، تفکر اورا در یک محدوده ی تنگ محصور می کند . که گریز از این موقیعیت بسته ، تلاش ذهنی بسیار قوی ضرورت حتمی است .

" من چشم می گذارم

و تو برای یک عمر گم می شوی "

خلق موقعیت جدید که شاعر ذهن خود را در آن مستقر کند . تا زمینه ی تصویر های تجسمی را برای گریز از سطح فراهم نماید . تا خواسته های شاعر در میان کلماتو ترکیبات محقق شود . و روشن تر از هزار روز های نیامده خود را نشان دهد .

" پدر با اطلسی های توی باغچه حرف می زند

تسبیح روی گونه های پدر بزرگ می لرزد "

توصیف ساده ی بیان ادبی در یک عبارت یا یک مصراع از شعر موجب می شود تا شاعر در دوایر محدود و با توسل جستن به شخصیت های ادبی ، داستانی و هنری ذهن خود را از متن به حاشیه پرتاب کند .

" شمع دان ها را به ژان وال ژان

 پس بدهید

دلم برای کوزت می سوزد

امشب دوباره بینوایان روی پرده می رود "

استفاده از تلمیحات ، اگر برای بیان هدف خاصی در شعر بیاید . یا برای تکوین و تدوین اندیشه ای و متناسب با شرایط زمانی بسیار تاثیر گذار خواهد بود . اما برای درهم ریزی توالی زمان و مکان ، هرگز جایگاه مناسبی در شعر پیدا نخواهد کرد .

 " سر گذشت هیچ زنی را برایم نگو

ژکوند دیگر روی هیچ دیواری

به من لبخند نمی زند "

شاعری که خود را میان گریه ها جا می گذارد .و معتقد است که این دنیا آسمان ندارد . چگونه است که در این مصراع بیان می کند  :

" آسمان را از بالای سرم بردار / دلم دیگر باران نمی خواهد ."

تناقض هایی از این دست در این مجموعه شعر فراوان دیده می شود ! در شعر تولد از صفحه 48 می خوانیم .

 " دیگر به دنیا نمی آیم

همان یک بار

برای هفت پشتم / بس بود . "

تضاد و پارادکس زمینه را برای خلق موقعیت تازه آماده می کند . اگر به هدف و غرضی آلوده نشود . تا بیکرانگی خود را ازدست بدهد .

" به صدو چند هزار پیامبر توی دفتر نقاشی ام

قسمت می دهم

من از تمام جاده های زمین دور شده ام

دوباره از خود متولدم کن / مادر "

 

رسیدن به درک شاعرانه برای خلق موقعیت در شرایط متفاوت ، زمینه را برای استفاده از قدرت کلمه و تصویر در شعر آماده می سازد تا پیام موجود در متن و یا عبارت در نظر مخاطب آسان جلوه کند .

" رد پای نفس هایت

روی برف ها پیدا است "

استعاره ی کنائی در مصراع نخست . اندکی فرا تر از تصویر های بصری ، جلوه های خود را نشان داده است . اگر چه بدون عبور از سطح اشیا و پدیده های موجود نمی توان به ماهیت درونی آن راه پیدا کرد  . اما اگر شاعر تسلط بر زبان داشته باشد و از هماهنگی و ریتم کلمات به درستی استفاده کند می تواند ورای دیده ها ، به خلق تصاویر ذهنی برسد .

" میان سبد های خیس

از باران اردیبهشت

چشم هایت را ببند

سهم تو از من

برای همیشه یک خواب

خوابی که از تمام شیشه هایش مه می گذرد ."

تصور من این است که اولین تجربه ی خانم ضرغامیان نتواند در میان مخاطبان حرفه ای شعر راه پیدا کند . وقتی می گوید :

" سر رفته است

حوصله ام

از هیاهوی واژه ها "

و با تکرار چند بار سکوت ، اما در شعر دیگر این گونه بیان می کند .

" روی این صفحه

از این همه حرف که انگار خوابشان نمی برد "

در حقیقت واژه ها بیدارند و شاعر خواب . یا گرایشی آگاهانه به سمت سکوت . یا مرگ

" روزی که می میرم

تو خواب می بینی

و فردایش

من / آشفته ترین خواب زمان خواهم شد "

یا در شعر " هزار شب بیداری " با تاکید می گوید : مرگ و بی خوابی !

" روزی که می میرم

دیگر بهانه ی چشم هایم را نگیر

فریاد من در این برهوت

به جایی نمی رسد "

عوامل کاربردی برای استحکام شعردر این مجموعه به ندرت استفاده شده است . تقطیع عمودی بسیار ساده و درهمنشینی برای ایجاد یک تشکل ذهنی در محور افقی کلام به دلیل عدم استفاده ی درست نحوی به شکل پراکنده در کنار هم نشسته اند . که بی شباهت به نثر ساده نیست . در هرشکل تلاش کرده ام تا از شعر های خوب این مجموعه برای بر رسی و تحلیل نمونه بیاورم . تا زمینه ی تعامل و بحث و گفتگو را برای دیگر خوانندگان این اثر باز بگذارم .

در خاتمه از " شمس الدین آل معصوم " که در سرایش این مجموعه با شاعر همراهی کرده اند . و در حاشیه یاد داشتی برای من ، تشکر می کنم .

وقتی

مرگ را برایم بخش کرده ای / زمستان نبود .


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : مسعود محقق
آدرس اینترنتی : http://

اگر از دید ادبیات و کتاب داستان به مجموعه شعر نگاه کنیم اون موقع میتونیم در مورد پارادوکس صحبت کنیم ،
اما اگه در مورد اشعار نظرمون اینگونه باشه که هر کدومش توی یه شرایط و موقع خواصی سروده شده به این مفهوم میرسیم که ممکنه شاعر وقتی اولین شعرش رو نوشته بسته به شرایطش به نوعی فکر میکرده که وقتی آخرین شعر مجموعه شو مینویسه کاملا تفکرش در اون باره عوض شده
من این مجموعه رو خوندم و با یه سری کم و کاستی هایی که از دید ادبی شاید داشته باشه اما یه سبک خاص و مدرن واسه خودش داره
.

ارسال شده توسط : سمیه
آدرس اینترنتی : www.angoorewahshi.blogfa.com

واقعن شعر ها، روون و زنانه بود و من لذت بردم.
ساده گی کلام یک زن، در جای جای شعر ها مشهود بود!
حتمن باید برم بخرم ش!