شعری از حسین جنتی
28 اسفند 93 | قوالب کلاسیک | حسین جنتی شعری از حسین جنتی
شکوه و کرّ و فر از دست داده آمده ایم
خبر دهید به یاران پیاده آمده ایم
بگو به بام نیایند و طیل و دف نزنند
که هرچه بود به میدان نهاده آمده ایم ...

ادامه ...
شعری از محمد حسن مرتجا
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | محمد حسن مرتجا شعری از محمد حسن مرتجا
اینجا که در خیابانی که می روم
خیابانی دیگر از بالا و پایین می بردم
همرا با ایستگاههایی که شبانه به بیابان می زنند
و در کوچه ای که در کوچه ای دیگر
و خانه ای که در خانه ی دیگر...
...

ادامه ...
شعرهایی از غلامرضا طریقی
28 اسفند 93 | قوالب کلاسیک | غلامرضا طریقی شعرهایی از غلامرضا طریقی
رسیده ایم به هم، برخلاف هر من و تو
دو تا همیشه مسافر، دو در به در من و تو
دو رود شط شده ی ما به برکه خواهد ریخت
اگر همیشه نباشیم در سفر من و تو ...

ادامه ...
شعری از روجا چمنکار
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | روجا چمنکار شعری از روجا چمنکار
از دست شروع می‌شود
از پاهایم
در دست‌و‌پا‌زدن‌هایم
پارک می‌کند شوالیه
از مِشکی‌ِ موهایم
بر شِوُرلِتش خط افتاده
...

ادامه ...
نگاهی به مجموعه شعر "کجا"، علی جهانگیری
سید حمید شریف نیا
28 اسفند 93 | اندیشه و نقد | سید حمید شریف نیا نگاهی به مجموعه شعر
"هم"مترادف است با "نیز" اما "نیز"، "هم" نیست. به نقل از "بهار عجم" آوردن لفظ "هم" بر معطوف و هم بر معطوف علیه صحیح است اما "نیز" تنها بر معطوف می آید. "کجا" ریختی در منظر ابهام ارائه می دهد از آن منظر که نه پیش است و نه پس. کلیدی استفهامی که خواننده را به پرسشی آغازین دعوت می کند و شاید طرح جلد آن هم‌راستا با نام اش قرار گرفته؛ طرحی زیبا از "خالقی" آشنا. شروعی که از ابتدا خیزشی سوالی دارد. "کجا"تلاش جدید آگاهی است از چگونه ساخته شدن در پرسش، در شعر. ...

ادامه ...
شعرهایی از آرش نصرت اللهی
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | آرش نصرت اللهی شعرهایی از آرش نصرت اللهی
گاهی باید پنجره را بست
تا پرده آرام بگیرد
و هوای تو تنها هوای تو در خانه در حرکت باشد. ...

ادامه ...
داستانی از بهاره ارشد ریاحی
28 اسفند 93 | داستان | بهاره ارشد ریاحی داستانی از بهاره ارشد ریاحی
ساعت ده صبح بود. کار نوشتن یادداشت‌های روزانه را که تمام کردم، رفتم به اتاق کار آقای اِم و مودبانه و آرام نشستم روی چهارپایه. بشکنی زد که جلو بروم. سرم را آرام از سایه بیرون آوردم و لبخند پهنی زدم. باید صبر می‌کردم سرش را از روی کاغذ‌هایش بالا بیاورد و نگاهم کند. ...

ادامه ...
دو شعر از اردینتسوگت / شاعر معاصر مغولستان
به ترجمه ی آزیتا قهرمان
28 اسفند 93 | ادبیات جهان | آزیتا قهرمان دو شعر از اردینتسوگت / شاعر معاصر مغولستان 
به ترجمه ی  آزیتا قهرمان
در بادی که می وزد و می ساید
رنگ ها بر هنه اند
درنهری که می رود و می ساید
سنگ ها بر هنه اند ...

ادامه ...
شعرهایی از منیره پرورش
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | منیره پرورش شعرهایی از منیره پرورش
تو هم که نیستی
جا شوم در تو و دیوانگی ات
ثانیه ها را جرعه جرعه ممکن کنم به گلویت
کمک کن! ...

ادامه ...
شعری از سهراب رحیمی
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | سهراب رحیمی شعری از سهراب رحیمی
حرف ها
در انگشتها
می چرخد و
در هجم هیچ
...

ادامه ...