شعرهایی از «محمد کُردو» / برگردان : بابک صحرانورد
22 فروردین 90 | ادبیات جهان | بابک صحرانورد شعرهایی از «محمد کُردو» / برگردان : بابک صحرانورد
«محمد کردو» سال 1971 در سلیمانیه عراق متولد شده است. از سال 1984 نوشتن را به شکل جدی آغاز کرده. نخستین شعرش در 1988 منتشر شده و اولین دفتر شعرش سال 1991 به چاپ رسیده است. برای سه دوره جایزه دوم در نقد ادبی را از جشنواره گلاویژ نصیب خود کرده است. سردبیر ماهنامه ادبی هه نار « انار» و مسئول انتشارات«سلیمانیه» نیز می باشد. تا کنون دوازده جلد ...

ادامه ...
نگاهی به دید گاه های لیوتار در مورد موقعیت پست مدرن/فرشته وزیری نسب
22 فروردین 90 | اندیشه و نقد | فرشته وزیری نسب نگاهی به دید گاه های لیوتار در مورد موقعیت پست مدرن/فرشته وزیری نسب
امروزه بسیاری بر این باورند که اطلاعات نقشی اساسی در جهان بازی میکند.رسانه های جمعی که این اطلاعات را منتشر میکنند یا کارتل هایی که آنها را در اختیار دارند به نوعی دنیا را اداره میکنند. به عبارت دیگر اطلاعات به تدریج جای سرمایه را میگیرد. جنگ اینترنتی ای که بعد از انتشار اسناد اطلاعاتی آمریکا توسط ویکی لیکس به وجود آمد شاید وجوهی از این نظریات را تایید می کند. اما پرداختن به مساله دانش یا اطلاعات در جهان امروز کار دشواریست زیرا منابع نوشته شده در این مورد به قدری زیاد است ...

ادامه ...
نگاهی به كتاب " در بند كردن رنگين كمان " / صادق دارابی
22 فروردین 90 | اندیشه و نقد | صادق دارابی نگاهی به كتاب
كتاب " در بند كردن رنگين كمان " منتخبي از شعرهاي خانم غاده السمان شاعر سوري و يكي از شاعران مطرح و تاثير گذار عرب است . او شاعري بزرگ و داستان نويسي پر اوازه در جهان عرب است كه در اين چند دهه ي اخير شعرهاي او تاثير بسزايي بر ادبيات عرب گذاشته است . اين كتاب و چند كتاب ديگر او به قلم آقاي عبدالحسين فرزاد ترجمه و از سوي نشر چشمه سال هاست كه روانه ي بازار شده است . ...

ادامه ...
داستانی از اعظم سبحانیان
15 اسفند 89 | داستان | اعظم سبحانیان داستانی از اعظم سبحانیان
مرد شانه هایش را چند بار بالا و پایین انداخت و دگمه ی ضبط را فشار داد . طنین بلند آهنگ شاد توی خانه پیچید . زن سرش را در متکا فرو کرد . مرد توی اتاق خواب آمد ، با برسی کوچک به دقت موهایش را شانه زد و از توی آینه نگاهی به زن انداخت . زن متکا را روی گوش هایش فشار می داد . ...

ادامه ...
داستانی از رضا داورپناه
15 اسفند 89 | داستان | رضا داورپناه داستانی از رضا داورپناه
روی ساختمان با حروفی درشت حک شده بود "بلوک چهل وچهار".هر چند که بلوک های دیگری مثل بلوک چهل و سه یا بلوک چهل و پنج در آن اطراف دیده نمی شد.وارد ساختمان شدم.آقای نعمتی مثل دو روز قبل روی صندلی راحتی خود ،روبروی پیشخوان نشسته بود و احتمالا روزنامه ی صبح را ورق می زد. موهایش سفید بودند ، اما هنوز چهره ی جوانی داشت.
...

ادامه ...
شعرهایی از محمد حسن مرتجا
15 اسفند 89 | شعر امروز ایران | محمد حسن مرتجا شعرهایی از محمد حسن مرتجا
تبم کوک دستهایم است
چرا نزنم با دستهایم
که یک آسمان دریایند!
میزنم، میزنم،
آتشی آنقدر
که هند بریزد از شانه هام
بر شبی که ستاره گان روسپی آسمان این همه تنها!
...

ادامه ...
شعری از شروین شاه وزی پور
15 اسفند 89 | شعر امروز ایران | شروین شاه وزی پور شعری از شروین شاه وزی پور
گاهي
گلي
از بالاي سه‌راهي
مي‌كشاند خودش را
قد بلند مي‌كند
يعني‌كه من؛
و تو راه را
كلّ راه را
...

ادامه ...
دو شعر از فرهاد زارع کوهی
2 اسفند 89 | قوالب کلاسیک | فرهاد زارع کوهی دو شعر از فرهاد زارع کوهی
روی آه دلم گذاشته ام
غصه هایم
دوباره دم بکشد
شاید اشکی بیاید و
دستی
روی چین های صورتم بکشد
من کی ام ؟
پیرمرد تنهایی

...

ادامه ...
چند رباعی از محمدجواد کشوری
2 اسفند 89 | قوالب کلاسیک | محمدجواد کشوری چند رباعی از محمدجواد کشوری
گنجشک شوی
بال تو را می‌گیرند
صاحب بشوی
مال تو را می‌گیرند
دیشب دم گوش من
یکی پچ‌پچ کرد:
شاعر بشوی
حال تو را می‌گیرند!
...

ادامه ...
شعرهایی از حامد بارئی طبری
2 اسفند 89 | شعر امروز ایران | حامد بارئی طبری شعرهایی از حامد بارئی طبری
پری!
انگار همین دیروز بود
که روی صندلی عقب
درخواب
شانه به شانه می شدی
دستم که به شانه ات رسید
آرام شدی.
من ... ...

ادامه ...