"سکوتی که باید شکست" شعر جنجالی گنتر گراس / برگردان : هادی شاهی
1 اردیبهشت 91 | ادبیات جهان | هادی شاهی
و چه مترسک بخت برگشته ای
علم کرده اید
برای ایران زمین
باز می گویم
این سکوت را
باید شکست!
...

ادامه ...
گفت وگو علی حسن زاده با محمّد آزرم دربارۀ آراء و آثار نیما یوشیج
1 اردیبهشت 91 | گفتگو | علی حسن زاده گفت وگو علی حسن زاده با محمّد آزرم دربارۀ آراء و آثار نیما یوشیج
«گفتمان شعرهاى متفاوط» در مواجهه با شعر «نيما يوشيج» بايد بيش از پيش به «راديكاليته» شعر او و حركت و اقدام نيما توجّه كند و توجّه كند كه كار بزرگ نيما در شعر، تغيير «موقعيّت شعر بودن» بوده است. نيما با برخى از شعرهايش موفّق شد، شعر فارسى را از ابتدا نام‌گذارى كند، به همين علّت، همۀ دست­وپا زدن‌ها و درجا زدن‌هاى بيهوده در بوطيقاى شعر كلاسيك، امروز به هيچ جا نمى‌رسد و امرى كميك جلوه مى‌كند. ...

ادامه ...
بهاریه ای در پیاده رو / علیرضا عباسی
29 اسفند 90 | نگاه اول | علیرضا عباسی بهاریه ای در پیاده رو  / علیرضا عباسی
کاری از دست کسی برنمی آید اما بهاردلش به همین گرم است که پیاده رویی مانده باشد تا بتواند شانه به شانه ی آدم ها راه برود . بهار کاری بزرگتر از اینها دارد که بیاید و بنشیند و برود . به پیاده رو که می رسد طبیعتش را عوض می کند ، فکرش را عوض می کند آنقدر که می توان در آن ایستاد و عکس های سبز دسته جمعی گرفت . خوب که نگاه می کنیم درمی یابیم که پیاده رو بخشی از زندگی ست که هرشب با ما به خانه می آید ، پشت میز می نشیند ، ...

ادامه ...
شعری از علی باباچاهی
29 اسفند 90 | شعر امروز ایران | علی باباچاهی شعری از علی باباچاهی
اشتباه تو اين است
كه هي اشتباه ميكني
درخت بلوط
انجير بار نياورده
اشتباه مي‌كني
سنجاب
سنجاب است
وَ سنگ‌پشت- ...

ادامه ...
شعرهایی از مریم جعفری آذرمانی
29 اسفند 90 | قوالب کلاسیک | مریم جعفری آذرمانی شعرهایی از مریم جعفری آذرمانی
گل از گل‌ها شکفت و
رنگ جدول‌ها بهاری شد
به دست کارگرها
در حواشی سبزه‌کاری شد
زمستان رفته وُ مثل زغالش
روسیاهم من
به ویرانی سفر کردم که
سوغاتم «نداری» شد
...

ادامه ...
شعرهایی از محمدرضا شالبافان
29 اسفند 90 | قوالب کلاسیک | محمدرضا شالبافان شعرهایی از محمدرضا شالبافان
به سمت و سوی صدایی
که هی دراز نمی شد
که کوک سینه تو یک دقیقه...
باز نمی شد
که سینه های تو این ماجرا ادامه ندارد
که ماجرای تو چرخید و
شکل...
باز نمی شد ...

ادامه ...
شعری از بهزاد خواجات
29 اسفند 90 | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعری از بهزاد خواجات
طبق روایات معتبر
از کوه آمدند
با بوی جنازه های مریخی
چشمان شان
دو دگمه ی بی رنگ بود
و به هیچ کجایی وصل نبود
و اصل نبود .
آه از تلفن همراه شان ، راه شان ...

ادامه ...
داستانی از شعبان بالاخیلی
29 اسفند 90 | داستان | شعبان بالاخیلی داستانی از شعبان بالاخیلی
چند روزيست كه حس عجيبي دارم ،‌ حسي بين تهوع و ترس . احساس مي كنم درزير پوستم ، موجود منفوري وول مي خورد . از زير گلوگاهم به شقيقه ام و از شقيقه ام به چشمهام ،‌از آنجا به سينه ام . در شكمم مي چرخد و مي چرخد ... گاهي احساس مي كنم خودم هستم كه زير پوستم مي چرخم ... از زير گلوگاهم به شقيقه ام ...روزي در آينه موجود منفور را ديدم ...دمش از دهانم بيرون زده بود ... دمي داشت مثل يك موش ...يك موش موذي و چاق ...كه از دوسوي دهانش ردي از خون خشكيده ...

ادامه ...
دو شعر از لنگستون هیوز / برگردان: عليرضا بهنام
29 اسفند 90 | ادبیات جهان | عليرضا بهنام دو شعر از لنگستون هیوز / برگردان: عليرضا بهنام
دستم را بی هوا باز کنم
جایی زیر آفتاب
برقصم و بچرخم
تا روز سپید به پایان رسد
بعد بیاسایم در خنکای شب
زیر درختی بلند
وقتی شب به آرامی از راه می رسد ...
...

ادامه ...
منتخب اشعار "آرنه یونسون" / برگردان : سهراب رحیمی
29 اسفند 90 | ادبیات جهان | سهراب رحیمی منتخب اشعار
متولد ١٩٥٠ در استکهلم. فارغ التحصیل در رشته ی کتابداری. شاعر و منتقد حرفه ای که با بزرگترین روزنامه های کشور همکاری دارد. رمز شعر آرنه یونسون در فاصله و انکار نهفته است نه در همایش زیبایی. در پشت هر جمله شوری نهفته است که کلمات را به جلو می راند. کلماتی که چون بخار از درون کوره ای جوشان به بیرون پرتاب می شود. هجوم کلمات و بازدمِ شعر، جادوی برنده ی لحظه و رقصی که از تن محصور در قفس تا آنسوی عشق پل می زند. این عشق هرچند زمینی، متمرکز و عینی است اما جاری و فرار نیز ...

ادامه ...