شعرهایی از بوئل شنلر
به ترجمه ی سهراب رحیمی و آزیتا قهرمان
28 اسفند 93 | ادبیات جهان | سهراب رحیمی و آزیتا قهرمان شعرهایی از بوئل شنلر
به ترجمه ی سهراب رحیمی و  آزیتا قهرمان
بوئل شنلر متولد 1963 با مجموعه شعر « نقاشی با آبرنگ روی گچ» در سال 1992 کار شاعری اش را آغاز کرد. در اوایل سال 2000 سردبیر بزرگترین نشریه شعر کشور سوئد بود. در سال 2007 یک مجموعه شعر به نام « ترس از عشق » منتشر کرد. جدیدترین کتابش «کولی در تبعید» نام دارد که منتشره در سال 2011 است. شعرهایش به اکثر زبانهای اروپایی ترجمه شده اند. او در کنار سردبیری همکاری هایی نیز با رادیو سوئد داشته و دهها نمایشنامه رادیویی نوشته است. او همچنین سردبیر یک نشریه ی ویژه ی شعر به نام پست اسکریتوم بود. او ...

ادامه ...
داستانی از علیرضا فراهانی
28 اسفند 93 | داستان | علیرضا فراهانی داستانی از علیرضا فراهانی
نشسته بودم تو ساحل ... رو شِنایی که داغ نبودن ... باد خنکی از سمت دریا میومد ... بدن آدم مورمور میشد ... چشام دریا رو نگاه میکرد ... بی­هدف ... اصلا نمیدونستم چرا اونجام؟ خوشحال بودم از اینکه قطره­های آب به تنم می­خورد، یه دفعه یه موج سنگین به سمتم اومد، موج سنگینی که تکونم داد، تا بیام خودمو جم­وجور کنم دیدم یه ماهی قرمز کوچولو افتاده بین پاهام و داره وول میخوره. ...

ادامه ...
نقدی بر رمان "ملکان عذاب " از ابوتراب خسروی
نعمت مرادی
28 اسفند 93 | اندیشه و نقد | نعمت مرادی نقدی  بر رمان
بی شک ابوتراب خسروی یکی از نویسندگانی است، که سعی در واگویه کردن، اتفاقات تاریخی دارد.استاد توسیم روایت های موازی و پیچیده، طوری که با خلاقیت و چیره دستی ، شخصیت ها، زمان و گذرش را در هم ادغام کرده، تا خواننده به ملال گذر زمان ، کمتر پی ببرد. ...

ادامه ...
شعری از مانا آقایی
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | مانا آقایی شعری از مانا آقایی
سال ‌ها بعد
وقتی به اندازه‌ ی کافی
از این روزها دور شده‌ ای
و در بیابانی قدم می ‌زنی ...

ادامه ...
داستانی از م.ح.عباسپور
28 اسفند 93 | داستان | م.ح.عباسپور داستانی از م.ح.عباسپور
... مثل هر بچه اي كه به دنيا مي آيد يا هر برگي كه فرو مي افتد. اما من اينجا زير تابلو ايستادن ممنوع، درست زير تابلو، در يك روز آخر پاييز، ‌شايد آخرين روز؛ چه مي كنم. منتظر كسي هستم؟ كي؟ ساعت اينجا هم مثل ساعت هاي بيشتر ميدان هاي همه شهر ها خوابيده است. باران مي بارد و من بي چتر زير باران مي روم تا خيس آب شوم مثل موش يا مثل انسان ها زماني كه هنوز هيچ چتري ساخته نشده بود. ...

ادامه ...
شعری از رباب محب
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | رباب محب شعری از رباب محب
از جنمِ علف در پائیز
یا باد در بلندی­ های بادگیر
گلویی­ که از صدا می ­افتد
تلنگری که دیگر پیدا نیست
یا رگی­ که پژواک ترسِ ماست ...

ادامه ...
داستانی از علی‌اکبرجانوند
28 اسفند 93 | داستان | علی‌اکبرجانوند داستانی از علی‌اکبرجانوند
به چراغ و بوق‌های مکرر خودروهای تک سرنشین توجه نمی‌کرد. خیلی‌‌‌‌‌ها برای سوار کردنش سمج می‌شدند. تک‌بوق، چراغ، تک‌بوق، چراغ! بیشتر از نیم ساعت کنار بزرگراه ایستاده بود. تا اولین ایستگاه راه زیادی در پیش داشت و ناچار بود همانجا منتظر بماند تا بلکه خودرو عمومی برسد. باد آلوده به دود به سر و صورتش می‌زد. پرِ رو سری‌اش را جلو بینی و دهانش گرفته تا دود کمتر استنشاق کند. ...

ادامه ...
شعری از شهین خسروی‌نژاد
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | شهین خسروی‌نژاد شعری از شهین خسروی‌نژاد
چگونه وَ از چه طریق
به زبان می‌آید
شکُفتن
راه رفتن را پس‌از زمین‌خوردن های زیاد
...

ادامه ...
داستانی از احمد درخشان
28 اسفند 93 | داستان | احمد درخشان داستانی از احمد درخشان
نور كدر لامپ، اتاقو روشن مي‌كنه. زن لباس خواب زرشكي‌رنگي به تن داره. سراسيمه بلند مي‌شه و موهاي پريشونشو پشت سرش صاف مي‌كنه. مرد هيكل درشت‌شو از پنجره آورده بيرون و يه‌ريز فحش نثارم مي‌كنه. ...

ادامه ...
شعری از مهتاب کرانشه
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | مهتاب کرانشه شعری از مهتاب کرانشه
"درست" مثل خواب های من بود
راهی بزرگ داشت ؛اما پیدا نبود.
"درست" سرنوشت ما بود
به پایمان می پیچید
اما نمی فهمید. ...

ادامه ...