داستانی از محمد داودزاده
29 خرداد 94 | داستان | محمد داودزاده داستانی از محمد داودزاده
"چرا این قدر، همه چیز سیاه است!؟ چون شبی تاریک و بی صدا، که امیدی به صبح نیست! نکند خورشید را، سیاهچاله ای بلعیده است!" می شنوم! همهمه گنگ و مبهمی از دور دست، ناله و شیون زنی را که کمک می طلبد، صدایش چه قدرآشناست! مردی می گوید ...

ادامه ...
نگاهی به کتاب "کاشیِ جهیدن به آبی"؛ محمد قائمی
سید حمید شریف نیا
20 خرداد 94 | اندیشه و نقد | سید حمید شریف نیا نگاهی به کتاب
آشنایی من به شعر محمد قائمی پیش تر از "کاشیِ جهیدن به آبی" بر می گردد. به سالهای دور و دیر. تولد کتاب حاضر تداعی همه سال هایی است که پیش زمینه ذهنی مرا با نوشتار او آشنا می کرد و در این محاق شکل کتابت به خود گرفت.قائمی تمایل خود را به بدعت در تجسم ذهنو ریخت نگاری تخیل، بازسازی می کند و ریخت قواعد زبانی را تابع ذهن خود می کند. ترکیب "کاشیِ جهیدن به آبی" از منظر عوامل زیباشناسی خیره شدن به عمق حوض کاشی است. ...

ادامه ...
شعرهایی از معصومه همایونی
20 خرداد 94 | شعر امروز ایران | معصومه همایونی شعرهایی از معصومه همایونی
نزدیک کهکشان
یک ستاره از بخت من
آرام می درخشد
کنار مترسکی
با بوسه های خشک ...

ادامه ...
شعری از زهرا غفاری
20 خرداد 94 | قوالب کلاسیک | زهرا غفاری شعری از زهرا غفاری
آتش به پا کردی! ولی این رسم بازی نیست
ققنوس دیگر در پی افسانه سازی نیست
مانند هر فواره ای در اوج ، افتادن
خوب است اما این نشان سرفرازی نیست ...

ادامه ...
شعری از فهیمه عباسی
20 خرداد 94 | قوالب کلاسیک | فهیمه عباسی شعری از فهیمه عباسی
از حاشیه ی شعر تو، سر می ریزم
در تلخی بوسه ات، شکر می ریزم
بیدادِ غرورِ سخت بودم، اینک –
- در پای تو، پای تا به سر می ریزم ...

ادامه ...
شعرهایی از پوریا بوجاریان
20 خرداد 94 | قوالب کلاسیک | پوریا بوجاریان شعرهایی از پوریا بوجاریان
کبریت که‏ آتش زده‏ بر کومة کاهم
از دست تو افتاده‏ به ‏تقدیر سیاهم
فرزند بیابانم و از نسل عزیزان
ای مصر به ‏خواب آمده ‏حالا ته ‏چاهم ...

ادامه ...
صندلی عجیب و غریب / چارلز دیکنز
برگردان : غلام مرادی
20 خرداد 94 | ادبیات جهان | غلام مرادی صندلی عجیب و غریب / چارلز دیکنز
برگردان : غلام مرادی
غروب یک روز زمستانی، پیرامون ساعت پنج، آنگاه که تیرگی همه جا پر افشانده بود، مردی را دیده بودند سوار بر درشکهای تک اسبی در راه مارلبوروق داونز به سوی بریستول با اسب ملولش ره می سپرده. می گویم او را دیده بودند زیرا چنانچه بنده خدایی مگر مرد نابینایی از آن راه گذشته باشد، تردیدی نیست که او را دیده اند. ولیکن هوا بسی ناجور، شب بسی نمناک و پر از برودت بود، چنانکه بیرون چیزی مگر آب به چشم نمی خورد و آن رهگذر تک و تنها و بی کس در میان آن ره آهسته به پیش می راند. ...

ادامه ...
شعرهایی از الینا نریمان
20 خرداد 94 | شعر امروز ایران | الینا نریمان شعرهایی از الینا نریمان
بند آمده بود آزادى
بند آمده بود صدايم
و دنبال قسمتى از خودم مى گشتم
كه در گره روسرى جا مانده بود
و هيچ وقت پيدا نشد ...

ادامه ...
طرح آشكار يک كودتا /فرهاد شاکلی(شاعر کرد عراقی)
برگردان : صلاح الدین قره تپه
20 خرداد 94 | ادبیات جهان | صلاح الدین قره تپه طرح آشكار يک كودتا /فرهاد شاکلی(شاعر کرد عراقی)
برگردان : صلاح الدین قره تپه
اگر آن موقع پولي مي داشتم و ديوانم را چاپ مي كردم اكنون تاريخ ادبيات كردي به گونه اي ديگر نوشته مي شد و بيشتر اين بحث وبررسي ها كه امروزه درباره شعر نوين كردي نوشته مي شودچيز ديگري مي گفت اماهمان بهتركه پولي نداشتم.ديواني كه مي گويم چاپ نشد(طرح يك كودتاي پنهاني)نبود ديوان ديگري بود(طرح...)رابعدهاحدود سه سال پس ازآن منتشركردم. ...

ادامه ...
تأملی در مجموعه ی «سردم نبود» از پگاه احمدی
عابدین پاپی
20 خرداد 94 | اندیشه و نقد | عابدین پاپی تأملی در مجموعه ی «سردم نبود» از پگاه احمدی
عابدین پاپی
مجموعه ی »سردم نبود « از عمده کارهای شاعر است که حاوی 45 شعر و چند کار کوتاه ست که اشعار شاعر را از سال 88 –1382 در بر می گیرد و اغلب در قالبی ماکسی مالیزم سروده شده اند .
احمدی در این مجموعه شاعری است که بدور از ژست های ادبی و نزدیک و هم آوا شدن با بافتاری کانسپتچوال ( مفهومی ) به سرآیش شعر می پردازند . ...

ادامه ...