داستانی از فاطمه زنده بودی
16 مهر 89 | داستان | فاطمه زنده بودی داستانی از فاطمه زنده بودی
رسیده اند به پشت در اتاق. گرم شه. تشک از خیسی تنم نم گرفته. تو غلت می زنی کنار من، پتو را محکم تر می پیچی به خودت. روز دارد با شب قاطی می شود. می ترسم بلند شوم پرده را بکشم که خاکستری پشت شیشه نریزد به اتاق. پلکت را بسته ای و آرام نفس می کشی. خودم را به تو نزدیک می کنم، آنقدر که نفست بسرد روی صورتم. چشمم را به در می دوزم و نفست را فرو می دهم. ...

ادامه ...
داستانی از فرزانه رحمانی
16 مهر 89 | داستان | فرزانه رحمانی داستانی از فرزانه رحمانی
شايد عادت كرده‌اي به این راه كه هر روز از خانه‌ات شروع مي‌شود و مي‌رسد به ميدان‌گاهي وسط روستا. دلم مي‌خواهد روستا را در دامنه‌ي يك كوه بكشم از آنها كه تا كمر در مه فرو رفته‌اند. با اين چند خط تيره كه براي كوه مي‌كشم و سفيدي كاغذ بايد در بيايد. كلبه‌ات را در كمر‌كش كوه مي‌كشم جايي كه آمد ‌و‌ شد اهالي‌اش را نبيني . از كشيدن ديوارهاي سنگي لذت مي‌برم ، خصوصاً وقتي براي نشان دادن عمق سنگ چين‌ها ضربه‌هاي عميق و تيره مي‌زنم. بهتر است توي ديواره‌ي سنگي كلبه‌ات دوتا ...

ادامه ...
داستانی از لیلا صادقی
16 مهر 89 | داستان | لیلا صادقی داستانی از لیلا صادقی
...

ادامه ...
داستانی از فرشته مولوی
16 مهر 89 | داستان | فرشته مولوی داستانی از فرشته مولوی
...

ادامه ...
داستانی از مظاهر شهامت
16 مهر 89 | داستان | مظاهر شهامت داستانی از مظاهر شهامت
...

ادامه ...
داستان هایی از شعبان بالاخیلی
16 مهر 89 | داستان | شعبان بالاخیلی داستان هایی از شعبان بالاخیلی
...

ادامه ...
داستانی از سارا سعیدی
16 مهر 89 | داستان | سارا سعیدی داستانی از سارا سعیدی
...

ادامه ...
داستانک هایی از نیما صفار
16 مهر 89 | داستان | نیما صفار داستانک هایی از نیما صفار
...

ادامه ...
داستانی از میثم علیپور
16 مهر 89 | داستان | میثم علیپور داستانی از میثم علیپور
...

ادامه ...
داستانی از سعید طباطبایی
16 مهر 89 | داستان | سعید طباطبایی داستانی از سعید طباطبایی
...

ادامه ...