داستانی از ناصر نخزری مقدم
19 خرداد 91 | داستان | ناصر نخزری مقدم داستانی از ناصر نخزری مقدم
امروز یقینا آن روزی است که به مقصودم دست خواهم یافت . چه روزها و شب ها به نظاره نشسته ام و غم را جرعه جرعه فرو برده ام . لازم نیست تعجب بکنی و با خود بگویی عجبا این فسقلی هم دردی توی سینه دارد. درست است قلبم آن قدر بزرگ نیست که دو دهلیز و دو بطن داشته باشد ولی در همان دو حفره اش خون جریان دارد خون تیره و خون روشن . همین امر کارایی ام را کاهش داده است . از لابه لای گیاهان عبور می کنم و افسوس می خورم کاش خلقتی دگرگونه داشتم . ...

ادامه ...
شعرهایی از حسین تقلیلی
19 خرداد 91 | قوالب کلاسیک | حسین تقلیلی شعرهایی از حسین تقلیلی
زندگی کرده ام زندگی را
بر تن بند رختی اضافی
دست و پای خودم را بریدم
تا نسازند تختی اضافی
هی قلم خوردم و ریشه کردم
هی لگد خوردم و میوه دادم
من اگر توی شهرم بمیرم
می شوم بر درختی اضافی ...
...

ادامه ...
شعری از یزدان جندقی
19 خرداد 91 | قوالب کلاسیک | یزدان جندقی شعری از یزدان جندقی
یک کوه، درد دارم و
اصلاً عجیب نیست
امّا چنان شَدید،
که دیگر شکیب نیست
آب از سرم گذشته،
دعا را رها کنید
دیگر مجالِ خواندنِ
«أمّن یُجیب» نیست ...
...

ادامه ...
شعرهایی از آفرین مهیمنی
19 خرداد 91 | شعر امروز ایران | آفرین مهیمنی شعرهایی از آفرین مهیمنی
پیانو می زنم
در
ماهور
اما
نمی دانم
آن گنجشک پیر
کنار برف ها
چرا بندری می رقصد؟!
...

ادامه ...
شعری از بهمن قره داغی
19 خرداد 91 | شعر امروز ایران | بهمن قره داغی شعری از بهمن قره داغی
ـ روز شما هم
پر از روزنه
ما نديده ايم در كوچه
هيچ زني با دامني پر از انار و
روسري زرد .
هيچ زني با آفتابي در بغل.
هيچ زني
بازنبيلي زندگي...
...

ادامه ...
نگاهی به شعر دهه ی هشتاد / علی رضا نوری
10 خرداد 91 | اندیشه و نقد | علی رضا نوری - همدان نگاهی به شعر دهه ی هشتاد / علی رضا نوری
هر چند در شعر دهه ی هشتاد آسیب های جدی هم می توان سراغ گرفت ، نوعی یکسان نویسی که بر اثر عدم جسارت شاعران بوجود آمد و اغلب براساس یک زیبایی شناسی رایج شعر نوشتند و همچنین بده بستان های شاعرانه که در گرو محفل ها و دوستی های جمعی به یک عادت تبدیل شد و گاه در شکل مجازی ( اینترنت ) به صورت بازی مضحکانه ای رنگ و لعاب رفتار جدی به خود گرفت و دیگر اینکه نگاه دم دستی به شعر همواره پیرامون شعر امروز بوده و هست ...

ادامه ...
گفتگو با مشیت علایی / علیرضاعباسی
5 خرداد 91 | گفتگو | علیرضاعباسی گفتگو با مشیت علایی / علیرضاعباسی
شعر مدرن يكي از نقاط قوتش، همين هنجارشكني هاي زباني است. شاملو آنجا كه مي گويد «و ما دوره مي كنيم شب را و روز را، هنوز را» كلمه «هنوز» را كه هميشه به عنوان قيد به كار مي رفته به صورت مفعول صريح يعني در واقع همان اسم به كار برده است. ويليامز شاعر برجسته سده بيستم امريكا، در شعري همه تركيبات مضاف و مضاف اليه و صفت و موصوف را از هم جدا كرده است. ...

ادامه ...
منصور خورشیدی :
1 خرداد 91 | نگاه اول | منصور خورشیدی منصور خورشیدی :
انسان در هر کجای این جهان پهناور که باشد و اهل تفکر( اندیشه و نقد ) ، یعنی شعر و داستان ، می خواهد که جهان ذهنی خود را نشان دهد . تا پنجره ای باز کند برای درک پدیده های پیدا و پنهان در شعر نیمایی و مدرن ، شعر کلاسیک ، غزل معاصر ، ادبیات داستانی ، رمان ، قصه و دیگر . . . / نیت سایت ادبی پیاده رو همین است . که بخوانیم و خوانده شویم . درست است که پیاده رو در موازات خیابان اصلی است تا دیده شویم و ببینیم . ...

ادامه ...
داستانی از مینا رهروی
28 اردیبهشت 91 | داستان | مینا رهروی داستانی از مینا رهروی
مدادش را برداشت ...خواست بنویسدشان...وبعد تازه دیدکه چقدر دنیا برایش کم است تا خیالاتش را در آن بنویسد و بگنجاند...خواست ازشان عکس بگیرد...تا ثبت شان کند در آن اتاق...در آن نقطه...
هنوز دستش توی موهایش بود...با موهایش فلسفه می بافت انگار...و فکرمی کرد و فکر می کرد و فکر می کرد...
...

ادامه ...
داستانی از احسان مرادی
28 اردیبهشت 91 | داستان | احسان مرادی داستانی از احسان مرادی
از جایش بلند شد و جلوی آینه قدی ایستاد. هیکل خودش را وارسی کرد. اندامش روز به روز تحلیل می رفت. آبشار موهای کهربایی رنگش دیگر چنگی به دل نمی زدند. صورت ظریفش حالت استخوانی به خود گرفته بود و فقط چشمان او سالم بودند که این همه بی رمقی را می دیدند. گوشه ی آینه عکس های شب عروسی را دید. عکس هایی که در خیالات او خطور می کردند تا به او بفهمانند تنها کسی که این بلا را بر سر او آورده است خود اوست، خود منوچهر. حتی دیگر از آینه هم خجالت می کشید. انگار آینه و ...

ادامه ...