شعری از محمد مهدی پور
27 آذر 94 | شعر امروز ایران | محمد مهدی پور شعری از محمد مهدی پور
مُسَکّن بدهم ادامه را باز کنیم
نامه‌های پست نشده
به آخرِ دنیا؟
دستت هنوز هست/ دست به زدن بزنیم
دهن را ببندیم و
الگریزززززززززززززززززز ...

ادامه ...
شعری از حمیدرضا اکبری شروه
27 آذر 94 | شعر امروز ایران | حمیدرضا اکبری شروه شعری از حمیدرضا اکبری شروه
این همه عمر که برهنه ایم
مستقیم به راست برو !
کسی دنبالم راه نمی دود ...

ادامه ...
شعری از سید علی اصغرزاده
27 آذر 94 | شعر امروز ایران | علی اصغرزاده شعری از سید علی اصغرزاده
پنهان را به تنهایی هوا می آورم
زیبایی در آینه، دفن می شود
و خانه
...

ادامه ...
شعری از شاهین علیپور
27 آذر 94 | شعر امروز ایران | شاهین علیپور شعری از شاهین علیپور
با دستانی بی رمق
خونم را بر زمین گذاشته ام
در چندمین طلوع
از میان دو دلتای منعطف ...

ادامه ...
شعرهایی از سهیلا اهری
27 آذر 94 | شعر امروز ایران | سهیلا اهری شعرهایی از سهیلا اهری
بخند به این رفتار بارانی ام
که دیدنی تر میشوی
وقتی دارم شنیده میشوم ...

ادامه ...
شعرهایی از مظاهر شهامت
13 آذر 94 | شعر امروز ایران | مظاهر شهامت شعرهایی از مظاهر شهامت
در هر خیابان شهر دیده ام
هر خیابان هر شهر
مادیانی پیر
تاریخ چشم های تو را می برد
چشم های تو و
کمی آلوچه ترش ! ...

ادامه ...
شعری از مهدی قلایی
13 آذر 94 | شعر امروز ایران | مهدی قلایی شعری از مهدی قلایی
مهدی نام کوچکی ست
می خواستم نامی طولانی داشته باشم
وقتی صدام میکنی
اگر ابول صداش نکرده اند
خوش به حال شیخ ابوالحسن خرقانی ...

ادامه ...
خوانش «همه ی، کلمات در میدان ونک پیاده می‌شوند»
سروده ی سریا داودی حموله
نعمت مرادی
13 آذر 94 | اندیشه و نقد | نعمت مرادی خوانش «همه ی، کلمات در میدان ونک پیاده می‌شوند»
سروده ی سریا داودی حموله
نعمت مرادی
این مجموعه شعر، حاصل کنکاش، تفکر وانتخاب و چینش شاعرانه ی، شاعر است. شعرهای که زبان به عنوان مهم‌ترین مولفه، آن، نقش کلیدی دارند. هر شاعری دارای دامنه واژگانی متفاوتی است. که بوسیله آن دست به ساخت یک اثر هنری می‌زند. سریا داودی هم از این قائله جدا نیست. ...

ادامه ...
شعری از سریا داودی حموله
13 آذر 94 | شعر امروز ایران | سریا داودی حموله شعری از سریا داودی حموله
به در خت بر می گردم
کلمه
پر از قناری ست ...

ادامه ...
شعری از ﻛﻴﺎﻧﺎ ﺑﺮﻭﻣﻨﺪ
13 آذر 94 | شعر امروز ایران | ﻛﻴﺎﻧﺎ ﺑﺮﻭﻣﻨﺪ شعری از ﻛﻴﺎﻧﺎ ﺑﺮﻭﻣﻨﺪ
تن
خاکش در هوا قدم زده
تن کرم های فسادش در هوا لولیده
تن در تجزیه ی رگهاش استوار
لرزان ...

ادامه ...