داستانی از احمد درخشان
28 اسفند 93 | داستان | احمد درخشان داستانی از احمد درخشان
نور كدر لامپ، اتاقو روشن مي‌كنه. زن لباس خواب زرشكي‌رنگي به تن داره. سراسيمه بلند مي‌شه و موهاي پريشونشو پشت سرش صاف مي‌كنه. مرد هيكل درشت‌شو از پنجره آورده بيرون و يه‌ريز فحش نثارم مي‌كنه. ...

ادامه ...
شعری از مهتاب کرانشه
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | مهتاب کرانشه شعری از مهتاب کرانشه
"درست" مثل خواب های من بود
راهی بزرگ داشت ؛اما پیدا نبود.
"درست" سرنوشت ما بود
به پایمان می پیچید
اما نمی فهمید. ...

ادامه ...
پرداخت جزئیات در داستان
بهاره ارشد ریاحی
28 اسفند 93 | اندیشه و نقد | بهاره ارشد ریاحی پرداخت جزئیات در داستان 
بهاره ارشد ریاحی
چشم‌ها را باز می‌کند؛ طاق‌باز به سقف. ترک‌ها جابه‌جا لابه‌لای پوکه‌های ریخته شده و آویزانِ گچ‌های طبله کرده و مرطوب پیچیده‌اند. یکی‌شان پررنگ‌تر و عمیق‌تر، سیمِ چند شاخه‌ی لامپ کم مصرفِ وسط ذوزنقه‌ی بدقواره و ناموزونِ سقفِ هال را دور زده و رسیده به لکه‌ی زردی که مثلثی است با زاویه‌ی حاده‌ی خمیده و معوج. ...

ادامه ...
داستانی از مائده مرتضوي
28 اسفند 93 | داستان | مائده مرتضوي داستانی از مائده مرتضوي
دستم را که توی هوا مانده بود بردم توی جیبم. دستم مثل همیشه اول پرزهای مخملی داخل کتم را لمس کرد بعد زیپ جیبم را باز کرد تا جایش بیشتر شود و بتواند کش و قوسی بیاید . مامور سردخانه رویش را دوباره پوشاند و برگرداندش داخل کشوی سرد. ...

ادامه ...
شعری از صابر حسینی
28 اسفند 93 | شعر امروز ایران | صابر حسینی شعری از صابر حسینی
صدایم کن
بگذار حنجره ات
برف های دلم را بتکاند
من پیر شده ام
تنها تویی که هنوز هم
در عکس ها جوان مانده ای
...

ادامه ...
داستانی از احسان زارع
28 اسفند 93 | داستان | احسان زارع داستانی از احسان زارع
شاید ساعتی از نیمه شب گذشته باشد، که سرما آزارش میدهد تا اینکه بالاخره بی تاب می شود و از درتیره کهنه زنگ زده پشتی کارگاه بیرون می رود و زیر تیربرق لامپ روشن چوبی قدیمی می ایستد.
هنوز حرفای رضا تو گوشش وزوز می کند که گفته است : امشب منتظرم باش که سراغت ميام. ...

ادامه ...
نگاهی به تاریخ و هزاره ی دوم آهوی کوهی سروده شفیعی کدکنی
محمد کشاورز بیضایی
28 اسفند 93 | اندیشه و نقد | محمد کشاورز بیضایی نگاهی به تاریخ و هزاره ی دوم آهوی کوهی سروده شفیعی کدکنی 
محمد کشاورز بیضایی
تأثير دو سويه ی تاريخ بر هنر و هنر بر تاريخ از ديرباز استمرار داشته و خواهد داشت، چرا كه هنر نيز مانند سایر دستاوردهاي بشري، پديده‌اي اجتماعي بوده و عوامل و عناصر آن از تعامل و مناسبات بين انسان‌ها به وجود آمده است. مضمون‌هاي تاريخي اگر اصيل باشند حتماً جای خود را در ادبيات باز می کنند. يك موقعيت تاريخي بايد توازي ادبي و هنري خودش را در ساخت ادبيات پيدا بكند؛ و اگر آن را پيدا نكند، آن مضمون در واقع خارج از ادبيات باقي مي‌ماند ...
...

ادامه ...
شعری از فرهاد زارع کوهی
16 اسفند 93 | قوالب کلاسیک | فرهاد زارع کوهی شعری از فرهاد زارع کوهی
عجیب نیست اگر عده ای ستاره پرستند
ستاره های خدا گوشواره های تو هستند
خوشا به حال هزاران نگین و دُرّ ستاره
که گل شدند و به پیراهن تن تو نشستند ...

ادامه ...
شعری از سودابه مهیجی
16 اسفند 93 | قوالب کلاسیک | سودابه مهیجی شعری از سودابه مهیجی
از گريه هاي نيمه شب و خواب بد ، به تو
از دختر خجالتي تا ابد ، به تو :
آقاي سر به زير ! مگر خواب مانده اي
که مي رسند نسل خبرهاي بد به تو ؟ ...

ادامه ...
شعری از محمدحسن علی‌اکبر
16 اسفند 93 | شعر امروز ایران | محمدحسن علی‌اکبر شعری از محمدحسن علی‌اکبر
صدای غار غار هواپیما
از تو دور
می شود
به تو رسید آیا؟
یا آآآ؟
عاقبت نفهمیدم
چرا همیشه این الف به مد ختم شد ...

ادامه ...