شعری از پیمان سلیمانی


شعری از پیمان سلیمانی نویسنده : پیمان سلیمانی
تاریخ ارسال :‌ 30 مرداد 05
بخش : قوالب کلاسیک

 

 

 

 

 

در عصر تیرگی اثر از آفتاب نیست

بیدار شو رفیق! که هنگام خواب نیست

 

بیدار شو! که ریخته دیوار ترسناک

بشنو! که در صدای کسی اضطراب نیست

 

ما تشنه‌ایم؛ تشنه‌ی یک جرعه آفتاب

فریاد ما برای رسیدن به آب نیست

 

ما را امید رود شدن تا زمین کشاند

ای ابر سرخ! مقصد ما فاضلاب نیست!

 

بیهوده است حنجرگی/ بازماندگی

در سال‌های تیره کسی مستجاب نیست!

 

تاریخ پرسشی‌ست که تکرار می‌شود

در عصرهای یخ‌زده

در جنگ‌های سرد

در گورهای جمعی

در کوره‌های درد

تاریخ را به یاد نیاور عزيز من!

ما زخم‌های ممتد یک ترس مهلکیم

در سطرهای گمشده از ذهن تیسفون

در اشک‌های یار‌محمد...

در پیک‌های خالیِ مشروطه‌خواه‌ها

از من نپرس معنی تاریخ را رفیق!

وقت مناسبی که برای جواب نیست!

 

دنبال آن شکوه گذشته نگرد باز

جز چند تکّه زخم، در این آسیاب نیست!

 

از روی دست هم بنویسند بهتر است

در عصر ما پیامبر بی‌کتاب نیست!

 

ما بغض یک معادله‌ی بی‌نهایتیم

چیزی که در تصوّر ماشین‌حساب نیست!

 

 

پانوشت‌ها:

۱. تیسفون: اشاره به جنگ بین ایران و اعراب

۲. یارمحمدخان از سرداران جنبش مشروطه است.

۳. اشاره به داستان کشته‌شدن یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی در آسیاب.

   لینک کوتاه :

  چاپ صفحه
بیان دیدگاه ها
نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
  کد امنیتی
کد امنیتی :