شعری از کارن مقدم
31 خرداد 05 | قوالب کلاسیک | کارن مقدم شعری از کارن مقدم
اندیشه‌ این حروف مقطع که در من است
من را به سوگ مثله‌ی منصور برده است!
در دائم‌الخماری من پرسه می‌زند
بوی دهان مست خدا در شب الست  ...

ادامه ...
شعری از کارن مقدم
6 آبان 04 | قوالب کلاسیک | کارن مقدم شعری از کارن مقدم
آمد نگاه پنجره ها را شكار كرد
يادش نبود خاطره با من چه ميكند
لبخند زد دوباره مرا داغ دار كرد
يادش نبود خاطره با من چه ميكند ...

ادامه ...