اثری از علیرضا الیاسی
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | علی رضا الیاسی اثری از علیرضا الیاسی
از بوی خون غرقِ جنون بودم!
بو برده بودم تخمدان خونی‌ست
تا چشم واکردم به این دنیا
دیدم اتاقِ زایمان خونی‌ست! ...

ادامه ...
شعری از علی رضا الیاسی
6 مهر 04 | قوالب کلاسیک | علی رضا الیاسی شعری از علی رضا الیاسی
با قلب‌های بی‌ضربان حرف‌ می‌زنم
با مغزِ استخوانِ زنان حرف‌ می‌زنم
با غُدّه‌های پخش‌شُده بینِ سینه‌ها
در زیرِ خاک، با سَرَطان حرف‌ می‌زنم! ...

ادامه ...
شعری از علیرضا الیاسی
27 مهر 96 | شعر امروز ایران | علی رضا الیاسی شعری از علیرضا الیاسی
درخت
در خاک ارّه‌اش ریشه دارد!
در خونِ جامِدش
که هرچه شاخه می‌بُرم
شاخ سر برمی‌آورد!
گوزنِ تیرخورده‌ای که شیبِ کوه را ...

ادامه ...