ترانه ای از عاطفه اسدی
تاریخ ارسال : 30 مرداد 05
بخش : قوالب کلاسیک
تلفیقی از عشقای زردِ توی ماهواره
توو خونه... نه! توو قصر ما، در حال تکراره:
یه ازدواج صوری که از روی اجباره
کلّ پلاتش ایرادای منطقی داره!
انگار قصّهش رو «مؤدبپور» بنْویسه!
من نسبتم با تو چیه؟ همسایه؟! همخونه؟!
اونی که رازای تو رو هرگز نمیدونه
یه عشقِ جعلی توی این دنیای وارونه
اونکه فراموش کردنش واسه تو آسونه
امّا چقدر این شخصیتپردازی تیپیکه!
صبحای بیداریِ با آرایش کامل
پول زیاد و شرکتت، حلّال هر مشکل
شخصیت سطحی منم، تو شوهر عاقل
بیزارم از تو اما وای از کارای این دل!!
توو قسمت سیصد، علاقه شکل میگیره!
توو مشتتم اما شبیه ماهی آزادم
قول روزای بهترو به آینهها دادم
تعلیق و پیچش هم ندارم، خطّی و سادهم
مصنوعیه کلّ وجودم... یه زن شادم!
[تیتراژ پایانیشو «ابراهیم» میخونه]
عاطفه اسدی
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
