| داستانی از نائله یوسفی | |
| 29 تیر 95 | داستان | نائله یوسفی |
|
|
روزهای آسایشگاه به شب هایش نمی ارزد. سیاه که بیافتد به راهروها نعمتی است برای خودش. فس فس دمپایی خیس نفرین شده هم دلتنگی یک تیمارستان را به لخ لخ قدم ها می کشد. امان، امان از قیژ قیژ تخت آهنی زمخت صدادار، از هر جایش که بگیری با زبان پیچ و مهره ها یک دنیا حرف دارد ...
|
|
ادامه ... |
|
ویژه نامه ها
|
|
| 1400 |
|
|
| نوروز 1399 |
|
|
| نوروز 1398 |
|
|
| نوروز 1397 |
|
|
| داستان نوروز 1396 |
|
|
| نوروز 1393 |
|
|
| بهرام اردبیلی |
|
|
| ترجمه اولیس اثر جویس |
|
|
| ساده نویسی |
|
|
| علی مسعود هزارجریبی |
| معرفی مجموعه داستان "مها و چند داستان دیگر" و یک داستان از هادی هیالی |
|
| 29 تیر 95 | داستان | هادی هیالی |
|
|
از میان آثاری که هادی هیالی تاکنون نوشته است « مها و چند داستان دیگر » نخستین کتابی است که او به چاپ می سپارد . "مها" شش داستان کوتاه را در بر می گیرد که صحنه های وقایع شان همه در جامعه عرب خوزستان می گذرد . جامعه ای با جمعیتی قابل توجه و دارای تاریخی گرانقدر و تعداد زیادی تحصیلکرده دانشگاهی که با همه مصایبی که در این مدت بر او رفته پویایی و نشاط خود را همچنان حفظ کرده است و گواه این پویایی هم رشد نسل معتنابهی دست به قلم در سال های اخیر است ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از زینب گشتیل | |
| 29 تیر 95 | داستان | زینب گشتیل |
|
|
گل که بین دستهاش بالا و پایین می شد و گردن می گرفت،دست فرو می کرد داخل آن. با کم و زیاد کردن قطر و پهناش،دیواره کوزه نازک می شد یا ضخیم. کمال دانه های درشت عرق را گاه با پشت آستین، از پیشانی می گرفت ...
|
|
ادامه ... |
|
| معرفی کتاب «برگ و باد در دومین طبقه ی پلاک ۳۸» ژیلات تقی زاده | |
| 29 تیر 95 | داستان | آتوسا سمیعی |
|
|
این داستان همچون سایر نوشته های ژیلا تقی زاده٬ فضایی صمیمی٬ساده٬دلنشین و ملموس دارد.شخصیت پردازی ماندگار و نه تیپ سازی گذرا٬خواننده را بلافاصله بی آن که خود متوجه شود به دل ماجرا می کشاند و آن چنان گرم داستان می شوی که زمان و مکان محو می شود و فقط تو می مانی و دلی که به داستان سپرده ای ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از روناک سیفی | |
| 4 تیر 00 | داستان | روناک سیفی |
|
|
اولین ضربه شلاق توی دستم خورد، وقتی برای مانع شدن از ضربه جلوی صورتم گرفته بودم اما دومی به پایم خورد و زمین افتادم . دردش مثل تیزآب در درونم چیزی را از ریشه کند و سوزاند و زخمی روی پای راستم گذاشت ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از حسین کهندل | |
| 14 خرداد 95 | داستان | حسین کهندل |
|
|
زن سر مرد پنهانشده در ذهنش را با وسواس زیاد که از حرکات دستانش پیدا بود بیرون کشید و آنرا بهجای سر مردش گذاشت. اما همچون شبهای گذشته نتوانست آنرا از تن تنومند مردش جدا کند ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از ماندانا حسن زاده | |
| 14 خرداد 95 | داستان | ماندانا حسن زاده |
|
|
مدرسه ی فردوسی فاصله ی چندانی با خانه نداشت.همه پچه های محله ی ما در همین مدرسه دوران ابتدایی را می گذراندند.من هم مثل برادران بزرگم در همین مدرسه شروع کرده و وارد کلاس چهارم شده بودم. ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از گلاله جلاليزاده | |
| 14 خرداد 95 | داستان | گلاله جلاليزاده |
|
|
الا كه فكرش را ميكنم او همانجا بوده
همانجا بوده ومن نديده بودمش شايد كنار آن آب سردكن نحس آن آب سركن نحس كه در آن راهرو باريك بخش ICUدر آن باريك بي انتها چون شبجي در تاريكي ايستاده بود. ... |
|
ادامه ... |
|
| داستانی از مرضیه پژوهان فر | |
| 14 خرداد 95 | داستان | مرضیه پژوهان فر |
|
|
حتما صاحب مثل همیشه از سر کار بر می گشت و با اعصاب خردی می پرسید : " غذا حاضره یا نه ؟ " خورشید به سوی غرب می رفت که نباشد وآسمان همرنگ نارنج های تازه رسیده شده بود . باید تا هنگام برگشتن صاحب ، تصمیمش را می گرفت ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از احمد سوسرائی | |
| 14 خرداد 95 | داستان | احمد سوسرائی |
|
|
آیش شان بالاتر از آیش ما بود.مال خودش که نه، آیشی که دهقانی گرفته بود.آبی که از بالای رودخانه به شالیزار های ما می رسید، از کناره ی شالیزارش می گذشت ...
|
|
ادامه ... |
|
اینجا و آنجا
- چرا مزار شمس تبریزی جابهجا شد؟
- چرا «آن کارسون» برنده نوبل ادبیات شد؟
- از چای و بیسکویت تا نوبل ادبیات روز عادی نویسندهای که غافلگیر شد
- امید غضنفر، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار در 61 سالگی درگذشت.
- نامزدهای «بوکر» 2026 معرفی شدند
- معرفی نامزدهای ایرانی جایزه «آسترید لیندگرن»
- برندگان جایزه جورج اورول معرفی شدند
![]() |
| رمان پنج باب در رجعت سلیم و دوالپا نوشته ی احمد درخشان |
دیگران
آرشیو
عضویت در خبرنامه
لوگوی پیاده رو
|
| شرایط درج آگهی در پیاده رو |
|
| کانال تلگرام پیاده رو piaderonews@ |
