| داستانی از میلاد خرقه انداز | |
| 4 اردیبهشت 04 | داستان | میلاد خرقه انداز |
|
|
امیر کرامتی تنها فرزند خانوادهای مرفهالحال، در یکی از روزهای بهار 1399 پاک زد به سرش. دور افتاد بفهمد کدامیک از دوستانش واقعاً او را دوست دارند و حاضرند برایش هر کاری بکنند ...
|
|
ادامه ... |
|
ویژه نامه ها
|
|
| 1400 |
|
|
| نوروز 1399 |
|
|
| نوروز 1398 |
|
|
| نوروز 1397 |
|
|
| داستان نوروز 1396 |
|
|
| نوروز 1393 |
|
|
| بهرام اردبیلی |
|
|
| ترجمه اولیس اثر جویس |
|
|
| ساده نویسی |
|
|
| علی مسعود هزارجریبی |
| داستانی از سعید شعبانی | |
| 4 اردیبهشت 04 | داستان | سعید شعبانی |
|
|
میگویم بهتر است این حرفها بین خودمان بماند.این وسوسههای سرآسیمه.این کابوسها .این وحشتهای شبانه که تو میگویی ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از فریبا گرانمایه | |
| 4 اردیبهشت 04 | داستان | فریبا گرانمایه |
|
|
برای مادر دوربین مداربسته گذاشته بودند. فکر نصب دوربین وقتی به سر برادرهای خارجنشین شیدا افتاد، که در طول هفته مادر دو بار خورد زمین ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از حسین آتش پرور | |
| 28 اسفند 03 | داستان | حسین آتش پرور |
|
|
هيچ يادش نبود كه دستهايش از چه زمانى نبودند، يا در كدام شهر از كتف جدا شده بودند؛ چيزى را كه به خاطر داشت، آن خوابِ طولانى در هم ريخته بود كه ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از قباد آذرآیین | |
| 28 اسفند 03 | داستان | قباد آذرآیین |
|
|
حرکت... پیکان کار مشکی مدل 51 ، ازجلو باشگاه اسکواش سابق، به رانندگی سالار تلخزاری...
حرکت... پراید آبی مدل 87 ، از کارخانه ی شیر... پاستوریزه ی سابق ... |
|
ادامه ... |
|
| داستانی از ابراهیم دمشناس | |
| 28 اسفند 03 | داستان | ابراهیم دمشناس |
|
|
آدمی همیشه چیزی برای گفتن دارد مگر اینکه آدمش را پیدا نکند. سر تکان دادم که نه.
خودش باید میگفت چرا احضار کرده مرا. رئیس دایره بود و ... |
|
ادامه ... |
|
| داستانی از سروش مظفر مقدم | |
| 28 اسفند 03 | داستان | سروش مظفر مقدم |
|
|
در آلبوم قدیمی ام، عکس پسر بچه ای را می بینم که با لباس فورم تیره رنگ روی نیمکت چوبی زوار در رفته ای نشسته و چشم های نگرانی دارد ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از صمد طاهری | |
| 28 اسفند 03 | داستان | صمد طاهری |
|
|
در ظلمات شب همانطور كه روي زيلوي شندره نشسته و پتوي چارخانه را به خودش پيچيده بود، به ديوارِ آجري حياط تكيه داد ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از عباس باباعلی | |
| 28 اسفند 03 | داستان | عباس باباعلی |
|
|
نمیدانم چکار کنم؟ چه بگویم؟… یک دلاری را که گرفته سمتم بگیرم، یا... از خودم بدم میآید که بِهِش رو انداختهام؛ به چنگیز، که همهی صنف میگویند... ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از حبیب پیریاری | |
| 28 اسفند 03 | داستان | حبیب پیریاری |
|
|
ماما هیچ مثل طوبی نیست. برای آدم آبرو نمیگذارد. یعنی جوری مهربانی میکند که تو نتوانی بزرگ بشوی. حالا هی برو و جلویش موزِر بکش به صورتت که بفهمد ...
|
|
ادامه ... |
|
اینجا و آنجا
- نامزدهای «بوکر» 2026 معرفی شدند
- معرفی نامزدهای ایرانی جایزه «آسترید لیندگرن»
- برندگان جایزه جورج اورول معرفی شدند
- چهرهای که 40 سال پس از مرگش میدرخشد
- بازگشت خاکستر «میلان کوندرا» به وطن
- حسین منزوی ، مردی که بدون او چیزی کم بود
- نجف دریابندری ، مردی که زیر حکم درخشید
![]() |
| رمان پنج باب در رجعت سلیم و دوالپا نوشته ی احمد درخشان |
دیگران
آرشیو
عضویت در خبرنامه
لوگوی پیاده رو
|
| شرایط درج آگهی در پیاده رو |
|
| کانال تلگرام پیاده رو piaderonews@ |
