| داستانی از شهاب عموئیان | |
| 4 آذر 04 | داستان | شهاب عموئیان |
|
|
نزدیک به او ایستادم که اصلن تصادفی نبود. بدم نمیآمد دستش را بگیرم. تمام حواسش را ظاهرن به حرفهای پرستار خوش بر و رو داده بود. با اکراه و بیمحلی به من ...
|
|
ادامه ... |
|
ویژه نامه ها
|
|
| 1400 |
|
|
| نوروز 1399 |
|
|
| نوروز 1398 |
|
|
| نوروز 1397 |
|
|
| داستان نوروز 1396 |
|
|
| نوروز 1393 |
|
|
| بهرام اردبیلی |
|
|
| ترجمه اولیس اثر جویس |
|
|
| ساده نویسی |
|
|
| علی مسعود هزارجریبی |
| داستانی از هستی قاسمی | |
| 2 آذر 04 | داستان | هستی قاسمی |
|
|
قاب عکس دو نفره خالی است. تابلوی کپی ون گوگ کج است. توده ای از سیاهی خوفناک روی دیوار، خشمگین و طلبکار به من زل می زند. حضورش را با بی رحمی آشکار به رخ می کشد. از اشیا ریز و درشت که روزی با آنها مأنوس بوده ام تا ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از گودرز ایزدی | |
| 6 آبان 04 | داستان | گودرز ایزدی |
|
|
زمین سخت و آسمان سیاه وسوزی که می زند براستخوان، برچُروک های درهم صورت با صدای زوزهِ زمهریر ،لَکه های ابری که در آسمان لُکه می روند ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از حامد زرگر | |
| 6 آبان 04 | داستان | حامد زرگر |
|
|
همان لحظه فهمیدم که همه چیز را لو داده ام. سعی کردم خودم را نبازم و لیوانم را که هنوز خالی نشده بود بالا بردم و ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از حمید نیسی | |
| 6 آبان 04 | داستان | حمید نیسی |
|
|
روشنایی چراغ های خیابان، ظلمت شب را شکافته است و هزاران رهگذر پرسه زن را به رنگ های گوناگون منور کرده است. مرد بی حرکت در ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از بهنام ناصری | |
| 6 آبان 04 | داستان | بهنام ناصری |
|
|
نمیدانست کجاست. بس که خیال بافته بود و کوچههای تودرتو و خیابانهای موازی را گز کرده بود. از کنار هزاران خانه گذشته بود که لابد برای ساعتی استراحتِ او جا کم نداشتند ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از میثم لسانی | |
| 6 آبان 04 | داستان | میثم لسانی |
|
|
واقعا نمی دونم چرا اینجام. انگار اگر چیزی رو هزار بار به آدم بگویند، بار هزارو یکم ، انجامش میدهد، مثل این تبلیغ های تلویزیونی، الهام سه ماه است هر روز ...
|
|
ادامه ... |
|
| نگاهی به داستانی از خسروشاهانی ابوالفضل پهالی |
|
| 6 آبان 04 | داستان | ابوالفضل پهالی |
|
|
آدم عوضی چگونه آدمی است؟ مال مردم خور است؟ از دیوار کسی بالا می رود گوش کسی را می برد جیب کسی را می زند کلاه کسی را ور می دارد ...
|
|
ادامه ... |
|
| داستانی از وحید بنی سعید | |
| 14 شهریور 04 | داستان | وحید بنی سعید |
|
|
پدرم سالها پیش از دنیا رفته، مادرم در آسایشگاه سالمندانه ، رابطم با خانواده تقریباً قطعه.
آپارتمانم در طبقهی ششم ساختمان "دریا"ست؛ مجموعه¬ای که اسمش بیشتر شبیه یه شوخیه تا حقیقت. ... |
|
ادامه ... |
|
| داستانی از شهلا شیخی | |
| 14 شهریور 04 | داستان | شهلا شیخی |
|
|
خجالت کشیدن برای آدمهایی مثل من چیز تازه ای نیست. ناتوانم. نه تنها همه ی جسارتم را از دست داده ام انگیزه هام هم خشکیده اند. ...
|
|
ادامه ... |
|
اینجا و آنجا
- چرا مزار شمس تبریزی جابهجا شد؟
- چرا «آن کارسون» برنده نوبل ادبیات شد؟
- از چای و بیسکویت تا نوبل ادبیات روز عادی نویسندهای که غافلگیر شد
- امید غضنفر، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار در 61 سالگی درگذشت.
- نامزدهای «بوکر» 2026 معرفی شدند
- معرفی نامزدهای ایرانی جایزه «آسترید لیندگرن»
- برندگان جایزه جورج اورول معرفی شدند
![]() |
| رمان پنج باب در رجعت سلیم و دوالپا نوشته ی احمد درخشان |
دیگران
آرشیو
عضویت در خبرنامه
لوگوی پیاده رو
|
| شرایط درج آگهی در پیاده رو |
|
| کانال تلگرام پیاده رو piaderonews@ |
