شعرهایی از مهدی موسوی
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | مهدی موسوی شعرهایی از مهدی موسوی
«نَگمه» یک اسم فارغ از معناست
«چکمه» یک شیء دوست‌داشتنی
«خواب» یک کودتا علیه زمان
«زندگی» طعم میوه‌ای دهنی
«مهدیِ موسوی» کدام‌یک است؟ ...

ادامه ...
شعری از فاطمه اختصاری
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | فاطمه اختصاری شعری از فاطمه اختصاری
چه شد که از ته قلب تو سر درآوردم؟!
بگو چگونه تو را عاشق خودم کردم
منی که یک‌شبه، بی نقشه و بدون هدف
به راه می‌زنم و می‌روم، جهانگردم! ...

ادامه ...
شعری از رویا ابراهیمی
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | رویا ابراهیمی شعری از رویا ابراهیمی
قلب من خانه‌ی زنی تنهاست
که بغل می‌کند جنونش را
که در آغوش می‌کشد هر شب
گریه‌ی کودک درونش را ...

ادامه ...
شعرهایی از حمیدرضا شکارسری
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | حمیدرضا شکارسری شعرهایی از حمیدرضا شکارسری
این چشم دریده تا به دیدن نرسید
این دست شکسته تا به چیدن نرسید
رفتم، رفتم... ولی نه! گویا ماندم
این جاده‌ی خسته تا رسیدن نرسید ...

ادامه ...
شعری از احسان قدیمی
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | احسان قدیمی شعری از احسان قدیمی
میدان مین، صدای فرو رفتن پدر
دنبال کاه و یونجه و گل‌های هفت‌پر
مادر؛ کوزت، بشور و بساب و بزایمت
هی رخت چرک‌مرده و بویی که بیشتر... ...

ادامه ...
شعری از فرهنگ روشنی
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | فرهنگ روشنی شعری از فرهنگ روشنی
حالا تو مرده‌ای و زمان می‌رود عقب
با نبش‌قبر خاطره، طوفان به پا نكن
تنها شدی، شبيه شبی پابه‌ماهِ بغض
ديگر به شانه‌های كسی اعتنا نكن ...

ادامه ...
شعری از مهدی خدابخش
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | مهدی خدابخش شعری از مهدی خدابخش
ببین شبانه گریه را در ابتدای نامه‌ام
نمی‌رسم به انتها... که خسته از ادامه‌ام
به نام چشم‌های تو... به حرمتِ نگاهِ تو
به سجده می‌رود قلم به سمت قبله‌گاهِ تو ...

ادامه ...
شعری از امیر حسین آتش
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | امیر حسین آتش شعری از امیر حسین آتش
تمام زندگی ام شد خلاصه: «لبخندت»
بغل گرفتمت؛ آلوده شد خداوندت

و داغ زد وسط سینه‌ام، از آتش تو 
که ناگهان تنِ خورشید شد گلوبندت ...

ادامه ...
ترانه هایی از محبوبه کریمی
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | محبوبه کریمی ترانه هایی از محبوبه کریمی
بترس از دنیا 
که زهرماره غمش
که خوش‌خط‌وخاله
نگیر دست‌ِکمش ...

ادامه ...
شعری از سید مرتضی معراجی
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | سید مرتضی معراجی شعری از سید مرتضی معراجی
کی دَرِ آسمونو بست؟ کلیدشو کجا گذاشت؟
گناه شیطونیا رو به گردن خدا گذاشت
ابری نذاشت تو آسمون، بارونو دزدید از هوا
شادی رو از روزا گرفت، داغ به دل شبا گذاشت ...

ادامه ...