شعری از محمدرضا میرزازاده
27 دی 98 | قوالب کلاسیک | محمدرضا میرزازاده شعری از محمدرضا میرزازاده
آدم شده ست هر که به حوا اضافه شد
دارا شده ست هر که به سارا اضافه شد
اسطوره ای به شعر معاصر جنون نداشت
لختی چکید از تو و لیلا اضافه شد ...

ادامه ...
شعری از طاهره باقری
16 آذر 98 | قوالب کلاسیک | طاهره باقری شعری از طاهره باقری
زن زمین مي خورد مثل هر بار در نمی آيد از او صدا هم
پا نخواهد شد - آری- برايش بعد از اين های دنيا، عصا هم!
زن زمين مي خورد تكه ها پخش تكه ها... تكه ها... تكه ها، پخش!
بر نمي دارد اين بار حتا، از خودش، از خودش يك هجا هم! ...

ادامه ...
شعری از حسن دلبری
16 آذر 98 | قوالب کلاسیک | حسن دلبری شعری از حسن دلبری
ای آب آتشباد نام دیگر تو
آتش پرستان جهان، خاکستر تو
قمصر به فریاد آمد از عطر حضورت
ای هرچه گل در هرچه گلدان پرپر تو ...

ادامه ...
شعری از سیده فاطمه مولانا
16 آبان 98 | قوالب کلاسیک | سیده فاطمه مولانا شعری از سیده فاطمه مولانا
قسم به آیتِ تاریکی ! به گیر و دارِ اذا عسعس !
قسم به من ! که شکوفا شد ، به دارِ سفسطه‌ی خون‌بس
من از مناقصه‌‌‌ی تحقیر ، من از مقابله می‌آیم ...

ادامه ...
شعری از آرش سیفی
7 آبان 98 | قوالب کلاسیک | آرش سیفی شعری از آرش سیفی
خاموش می‌شوند تمام چراغ ها
پاشیده خاک مرده به دنیای من کسی
شب بوی خون و چرک گرفته در آینه
تُف می‌کند به زندگی اش جای من کسی ...

ادامه ...
شعری از افشین افشنگ
5 آبان 98 | قوالب کلاسیک | افشین افشنگ شعری از افشین افشنگ
طلسم و ورد و جادو را علم کردند و بعد از آن
به حکم چند جادوگر، تو را کشتند و سوزاندند
به یک آهنگر یاغی فریدون وار دل بستی
به ضرب پتک آهنگر، تو را کشتند و سوزاندند ...

ادامه ...
شعری از مسعود هاشمی
16 مهر 98 | قوالب کلاسیک | مسعود هاشمی شعری از مسعود هاشمی
مات و سرگردان و حیرانیم، پرگاریم ما
آسمان ما را زمین انداخته، باریم ما
تنگ قلیان غرورم را شکسته دلبرم
تَنگ خُلقم از انیسم ؛ شاه قاجاریم ما ...

ادامه ...
شعری از راضیه صابریان
12 مهر 98 | قوالب کلاسیک | راضیه صابرسان شعری از راضیه صابریان
سرگیجه های ممتدِ بد مستی آشفته حالی منِ دیوانه
آیینه را شکستم و بیرون زد از تکه هاش یک زن دیوانه
از پنجره به سمت جهان پل زد آهسته رفت و دور زمین چرخید
گیرایی عجیب و غریبی داشت آن چشم های روشن دیوانه ...

ادامه ...
شعری از رضا طبیب زاده
12 مهر 98 | قوالب کلاسیک | رضا طبیب زاده شعری از رضا طبیب زاده
سلامت می‌کنم هر بارِ چندم، بار چندم‌تر
جوابم می‌دهی گاهی "سلامٌ"تر، "علیکم"تر
تلاطم‌وار می‌رقصیم، مولاوار، شمساوار
«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطلَعِ الفَجر»ی تلاطم‌تر ...

ادامه ...
شعری از علیرضا کبگانی
7 مهر 98 | قوالب کلاسیک | علیرضا کبگانی شعری از علیرضا کبگانی
در لهجه‌ات شرجی تداوم داشت، وقتی هوایت را بلد بودم
هر واژه‌ات تاویل هر واجت، من هر هجایت را بلد بودم
می شد کنار ساحل سنگی، سیگار را دزدانه آتش زد
در شهر می‌شد بی خبر گم شد، در شهر جایت را بلد بودم ...

ادامه ...