شعری از آیدا مجیدآبادی
4 اردیبهشت 01 | شعر امروز ایران | آیدا مجیدآبادی شعری از آیدا مجیدآبادی
خانه در چمدانت جا نمی‌شود
و این را
مو‌های پریشانت
بهتر از تو می‌دانند ...

ادامه ...
شعرهایی از اسماعیل مهرانفر
4 اردیبهشت 01 | شعر امروز ایران | اسماعیل مهرانفر شعرهایی از اسماعیل مهرانفر
یا بسته بودم
یا طریقه‌ی بستن
و دلیل‌ام دو سنگ خوابیده‌ست بر دریچه‌ی الست
بسته بودم، مطمئن‌ام
و کواکب
دری نگشوده‌اند ...

ادامه ...
شعرهایی از ستار جانعلی پور
4 اردیبهشت 01 | شعر امروز ایران | ستار جانعلی پور شعرهایی از ستار جانعلی پور
سگ آبی داشت خال‌های قرمز یک قزل‌آلا را تماشا می‌کرد
تا اینکه صفحه سیاه شد و عبارت no signal ظاهر شد

با خودم گفتم: تا آنتن بیاد شعری از چالنگی بخونم
این آمد: ...

ادامه ...
شعری از فانوس بهادروند
4 اردیبهشت 01 | شعر امروز ایران | فانوس بهادروند شعری از فانوس بهادروند
در آواز کوچه‌ پیچیده
شادی‌ کودکان در تَک و دُو توپ
در هم‌‌همه‌ی خیابان
وُ هوی موتورها بر فضای بهمن
بهمن که خاطره‌ام از هوایی‌ست ...

ادامه ...
شعری از رضا بختیاری اصل
4 اردیبهشت 01 | شعر امروز ایران | رضا بختیاری اصل شعری از رضا بختیاری اصل
داد مزدک را
در تیسفون
مدفون کردند
- به روایت نظام‌الملک -
- در حکایت فردوسی -
تیر زدند ...

ادامه ...
شعری از شمس آقاجانی
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | شمس آقاجانی شعری از شمس آقاجانی
صبح زودِ سردِ زمستان
شمعدانی ما گل داد
اما فقط یکی
عصر همان روز شنیدم
نفسش را نکشید دیگر ...

ادامه ...
شعرهایی از فاروق امیری
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | فاروق امیری شعرهایی از  فاروق امیری
ای دهانت سالی خوش
برکت باغ‌ها در سینه‌ی توست
آن انحنای بزرگوار شیر و
شِکَـر
که آب‌های اساطیری به آن‌جا می‌ریزند ...

ادامه ...
شعرهایی از خسرو بنایی
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | خسرو بنایی شعرهایی از خسرو بنایی
سفر ما
در سواحل ادامه داشت
و دریا
در آب‌ها تکان می‌خورد
و خاطرات در پیچک‌های حافظه شکل می‌گرفت
تابستان هنوز در دل تابستانی که نمی‌خواستیم بود ...

ادامه ...
شعری از میثم ریاحی
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | میثم ریاحی شعری از میثم ریاحی
به فردا چای تعارف می کنم
به قبله ام آب
یکی نبات نشانم می دهد و
دیگری ناله های جاودانه در خانه ...

ادامه ...
شعرهایی از شهرام شاهرختاش
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | شهرام شاهرختاش شعرهایی از شهرام شاهرختاش
با گله‌های علف
من تا بوی سرخ قتلگاه رفته‌ام.
در این صراحتِ لکنت
چریدن:
تا مرز براق کاردها
آزادی‌ست ...

ادامه ...