| شعری از مسیح رنجبر | |
| 25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | مسیح رنجبر |
|
|
وقتی ساکت است
فریاد چیز دﻳﮕﺮﻱست از پشتِ شیشه بچرخی دور ﺗﭙﻪهایِ ﮔﻞآلود ﭘﺮﻩهای دماغت بلرزد ... |
|
ادامه ... |
|
ویژه نامه ها
|
|
| 1400 |
|
|
| نوروز 1399 |
|
|
| نوروز 1398 |
|
|
| نوروز 1397 |
|
|
| داستان نوروز 1396 |
|
|
| نوروز 1393 |
|
|
| بهرام اردبیلی |
|
|
| ترجمه اولیس اثر جویس |
|
|
| ساده نویسی |
|
|
| علی مسعود هزارجریبی |
| شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ | |
| 10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ |
|
|
همیشه ترس من از سکوت
گذشتن از فضاهایی است که در هم فرو می روند آویزان از دیوار عبور این همه صدای به تنهایی ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از وحید علیزاده رزازی | |
| 10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | وحید علیزاده رزازی |
|
|
خاصه وقت انحنای عمر
خاصه میبینی دود میکند در تأنی چشمانات ابرها همه میفهمند خیسی تابوتات را و مشفقانه چکههایت را برمیداری ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از آزاده فراهانی | |
| 4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آزاده فراهانی |
|
|
از آن ایوان شروع شد
ﺁﻥجا که گل از خارم مدام ﻣﻲرویید تا گیسوی سرسپرﺩﻩام به «صبا» در صبحاﻧﻪهای قهوه و مسواک و ﻗﺪﻡهای باد عصر ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از آناهیتا رضائی | |
| 4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آناهیتا رضائی |
|
|
اتاق تاریک باشد
کنار پنجره باز پرده هر از گاه تکان بخورد با بوی خیابان من رفته باشم تا گردن تو در ﺣﻔﺮﻩی پرخون گردنت که تیزی چاقو ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از محمدحسن مرتجا | |
| 30 مرداد 95 | شعر امروز ایران | محمدحسن مرتجا |
|
|
مادر چه می کوبید در جوغن؟!
صدای کوبیدن یکنواخت «تاب، تاب» می پیچید در سطرهایم بوی ادویه جات زردچوبه، فلفل،دارچین وه چه سرمستی ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از محمد مهدی پور | |
| 30 مرداد 95 | شعر امروز ایران | محمد مهدی پور |
|
|
از پنجرهای که باز نشد/ صدایت میزنم
به پنجرهای که باز نشد دستهایم/ به قلبی که یادش رفت احساسِ میان دنده ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از ﻭﺣﻴﺪﻩ ﺳﻴﺴﺘﺎﻧﻲ | |
| 30 مرداد 95 | شعر امروز ایران | ﻭﺣﻴﺪﻩ ﺳﻴﺴﺘﺎﻧﻲ |
|
|
پرچم از جایی بلند ﻣﻲشود که راه بیفتد خون
گیاه سرخابی به تپاندن بیفتد و آن راه رفتنش گرفته باشد فرو کردنش گرفته باشد ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از علی خاکزاد | |
| 30 مرداد 95 | شعر امروز ایران | علی خاکزاد |
|
|
دارایی ام همین هاست
همین الفبای عاریتی که لق می خورد تو دهنم حلقی ندارم چروک دستم را حی بخوانم ... |
|
ادامه ... |
|
| شعری از ارمغان بهداروند | |
| 14 مرداد 95 | شعر امروز ایران | ارمغان بهداروند |
|
|
چاره ای نداشتم
من از طوفان جان به در برده بودم و ناخدا که در مرگ فرزند شبانه های شاملو را می گریست به زمین و زمان مشکوک شده بود ... |
|
ادامه ... |
|
اینجا و آنجا
- نامزدهای «بوکر» 2026 معرفی شدند
- معرفی نامزدهای ایرانی جایزه «آسترید لیندگرن»
- برندگان جایزه جورج اورول معرفی شدند
- چهرهای که 40 سال پس از مرگش میدرخشد
- بازگشت خاکستر «میلان کوندرا» به وطن
- حسین منزوی ، مردی که بدون او چیزی کم بود
- نجف دریابندری ، مردی که زیر حکم درخشید
![]() |
| رمان پنج باب در رجعت سلیم و دوالپا نوشته ی احمد درخشان |
دیگران
آرشیو
عضویت در خبرنامه
لوگوی پیاده رو
|
| شرایط درج آگهی در پیاده رو |
|
| کانال تلگرام پیاده رو piaderonews@ |
