شعری از علی‌رضا فراهانی
5 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | علی‌رضا فراهانی شعری از علی‌رضا فراهانی
شهر به هم ریخته بود
گفته بودیم

شهر به هم ریخته است
شهر به هم می‌خورد
شهرها در هم خواهند رفت
...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
28 فروردین 99 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
اول «صدا» پدرم بود ،
بعد یک قطره «اشک»،
بالاخره مردی که دهان نداشت
و زمین مه‌آلوده مادرم.
گفتم چگونه سنگ باشم در ابدیت بی چراغ ...

ادامه ...
شعری از سمیه جلالی
21 فروردین 99 | شعر امروز ایران | سمیه جلالی شعری از سمیه جلالی
مستعد مرگ شده‌ام
دو بال درآورده‌ام، نه به شوق دیگرسو
هم سیاه!
هم سفید!
و جز خودم نمی‌دانم
حالا مرگ چه دارم که از من بگیرد؟
همین چند نفسِ هِن‌هِن... مال او

گوشه‌گوشه‌ی اتاق را از برم ...

ادامه ...
سه شعر از کیوان طالب‌خانی
14 فروردین 99 | شعر امروز ایران | کیوان طالب‌خانی سه شعر از کیوان طالب‌خانی
جا می‌گذارم از تو 
پاهایم را که از فاصله‌ای
در سایه‌ات ادامه می‌گیرد شب 
قدم درونِ اضلاع گم‌شده‌ات
در تو    بر آسفالت 
                ادامه می‌گیرم ...

ادامه ...
شعری از یداله شهرجو
7 فروردین 99 | شعر امروز ایران | یداله شهرجو شعری از یداله شهرجو
به ستوه از حیرت ایستاده در چشم
دست بریده در آرنج
مچ را به چرخش از شاخه‌ی گل
پشت شیشه کشانده
کشانده شاخه     از آرنج بریده      در خون است؟ ...

ادامه ...
شعری از علی‌رضا مطلبی
22 اسفند 98 | شعر امروز ایران | علی‌رضا مطلبی شعری از علی‌رضا مطلبی
در ناتنهایی
داشتم بیداری می‌نوشتم تنها
خواب طولانی‌ام را صدا کردند
می‌خواهند همین‌جای اتاق
روی من سنگ
سنگ سفید خوش‌تراش بکشند ...

ادامه ...
شعری از مایرم تکیه‌ای
15 اسفند 98 | شعر امروز ایران | مایرم تکیه‌ای شعری از مایرم تکیه‌ای
چیزی از من
در تَنده‌ی پدر جاماند
و با یک‌چهارم صورت زاده شدم
چه مالیخولیایی بود
در آن جهانِ یک میلی‌متری
که رُشد کرد در کیسه ...

ادامه ...

انگشت‌های دو دست
شعری از الهام صادقی
8 اسفند 98 | شعر امروز ایران | الهام صادقی 
انگشت‌های دو دست
شعری از الهام صادقی
و تنم!
دو دست داشت
ده انگشت
تمامِ انگشت‌های من معاصر بودند
معاصرِ بادها و
شیون‌ها
رگ‌ها و تیغ‌ها
چرا فراموش کرده‌ام!: ...

ادامه ...
شعری از زهرا جهانی
1 اسفند 98 | شعر امروز ایران | زهرا جهانی شعری از زهرا جهانی
ملاقات دیگری مرد
این حفره که آویزانم از آن، چشم روح سرگردانی است که از جنازه برخاسته

نگاه، این دلو لغزان بر سر چاه را
چگونه به آسمان، بیندازم
...

ادامه ...
دو شعر از روح‌الله آبسالان
25 بهمن 98 | شعر امروز ایران | روح‌الله آبسالان دو شعر از روح‌الله آبسالان
شب را به هر زبان که بنویسی
رنگ دیگری است
نیمی از کلمات را پیش از ادراک
به خاطر می‌آورد
لایه‌های زیرین ماه
زیر یک سقف
آوار جمله‌ها را تاب می‌آورد ...

ادامه ...