شعرهایی از فرامرز سه‌دهی
19 مرداد 96 | شعر امروز ایران | فرامرز سه‌دهی شعرهایی از فرامرز سه‌دهی
به ناگهان است
با تو در پارک قدم‌زدن
به خانه آمدن
چراغی را خاموش کردن
که این‌همه سال برای تو روشن گذاشته بودم
آمدنت ...

ادامه ...
شعرهایی از نادر چگینی
17 مرداد 96 | شعر امروز ایران | نادر چگینی شعرهایی از نادر چگینی
ساحل طعم شور ماهی می‌دهد
و یادت
لنج کوچکی‌ست
لنگر انداخته در پیراهن‌ام
تا دوباره خزر نگاه کنی ...

ادامه ...
شعرهایی از آزاده زارعیان
16 مرداد 96 | شعر امروز ایران | آزاده زارعیان شعرهایی از آزاده زارعیان
با تردید
به سمت تنهایی‌اش پیچید
و درست در لحظه‌ای که می‌خواست عبور کند
ایستاد
دست برنمی‌داشت از توقف ...

ادامه ...
شعری از ثنا نصاری
15 مرداد 96 | شعر امروز ایران | ثنا نصاری شعری از ثنا نصاری
تو می‌دانستی در ذهن سختگیر گلوله چه می‌گذشت
وقتی که از افکارت عبور می کرد
تو می‌دانستی که گلوله در برهم زدن اتحاد خونین رگ‌هایت
تردید نمی‌کند ...

ادامه ...
شعری از علیرضا بهنام
14 مرداد 96 | شعر امروز ایران | علیرضا بهنام شعری از علیرضا بهنام
تمام بعد ار ظهر
چشم هاي تو يادم مي آمد و برق و نگاهي كه دورادور
تمام بعد از ظهر
مي رفتم به روزهاي اول عددهاي اول نگاه هاي اول
و مي رفتم از من ...

ادامه ...
شعری از رضا نظری ایلخانی
9 مرداد 96 | شعر امروز ایران | رضا نظری ایلخانی شعری از رضا نظری ایلخانی
نامش را نمی ‌دانم
ولی بارها دیده ‌ام
گنجشکی با دانه ‌ای بر منقار
لانه ‌اش را گم کرده ‌است
و من ...

ادامه ...
شعرهایی از حسین طوّافی
8 مرداد 96 | شعر امروز ایران | حسین طوّافی شعرهایی از حسین طوّافی
زیر ماهتابی که قدم زدی
حرف‌هایی نهفته بود
وقتی حس کنکاش‌گر سیرسیرک‌ها
در جاده‌های تفارق
به ممنوعیت دست‌ها می‌انجامید ...

ادامه ...
شعری از داود مائیلی
5 مرداد 96 | شعر امروز ایران | داود مائیلی شعری از داود مائیلی
شايد باد آمده باشد
و روى شيارهاى خاك خنده‌هاى تو را ريخته باشد
با اين‌كه راه رفتنم نبود
بی‌حوصله روی احتمال حسرت بندهاى رخت ...

ادامه ...
شعری از عابدین پاپی
2 مرداد 96 | شعر امروز ایران | عابدین پاپی شعری از عابدین پاپی
فردا روزی است که هیچ کس
نگران «کسی» نیست
و این برگ‌ها که بر
شاخه‌های گوزن نشسته‌اند ...

ادامه ...
شعری از امیر نعمتی
2 مرداد 96 | شعر امروز ایران | امیر نعمتی شعری از امیر نعمتی
با بغضی در ابعاد این همه سال
و چشم‌هایی‌که شبیه جوانی‌ات نیست
لهجه‌ی غمگینی از تو را به بوسه داد.
انگار وخامتی از زخم ...

ادامه ...