شعرهایی از ری را عباسی
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ری را عباسی شعرهایی از ری را عباسی
سال ها به سایه ام سلام کردم
و مردنی تر به استبداد جواب دادم
مثل دو سَر با یک روسری ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
بعد از قلب زنی بالای سی سال
سه جا ﻣﻲشود زندگی کرد
درون سنگ
آدم ﻣﻲتواند جل و پلاسش را جمع کند
برود داخل سنگی ...

ادامه ...
شعری از وحید پورزارع
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | وحید پورزارع شعری از وحید پورزارع
چنان دکمه ای چسبیده به سینه
چنان هویجی که برف را آدم می کند
چنان بگو سلام که سرما بخورد صدات
همانم ...

ادامه ...
شعری از فرهاد کریمی
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | فرهاد کریمی شعری از فرهاد کریمی
اینجا اطراف این دیوار
ساعتی دیوانه خوابیده است!
تنها منم که عاشق مانده­ ام
لای بتُن­ ها و آجرها ...

ادامه ...
شعری از نیلوفر شاطری
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | نیلوفر شاطری شعری از نیلوفر شاطری
ﻧﺸﺴﺘﻪای برای ﺳﻴﻢهای خاردار
قصه ﻣﻲگویی
و توی سرت یکی رگبار گرفته
که کبوترها خبرهای بدی ...

ادامه ...
شعری از مسیح رنجبر
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | مسیح رنجبر شعری از مسیح رنجبر
وقتی ساکت است
فریاد چیز دﻳﮕﺮﻱست از پشتِ شیشه
بچرخی دور ﺗﭙﻪهایِ ﮔﻞآلود
ﭘﺮﻩهای دماغت بلرزد ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
همیشه ترس من از سکوت
گذشتن از فضاهایی است که در هم فرو می روند
آویزان از دیوار
عبور این همه صدای به تنهایی ...

ادامه ...
شعری از وحید علیزاده رزازی
10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | وحید علیزاده رزازی شعری از وحید علیزاده رزازی
خاصه وقت انحنای عمر
خاصه می‌بینی دود
می‌کند در تأنی چشمان‌ات
ابرها همه می‌فهمند خیسی تابوت‌ات را
و مشفقانه چکه‌هایت را برمی‌داری ...

ادامه ...
شعری از آزاده فراهانی
4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آزاده فراهانی شعری از آزاده فراهانی
از آن ایوان شروع شد
ﺁﻥجا که گل از خارم مدام ﻣﻲرویید
تا گیسوی سرسپرﺩﻩام به «صبا»
در صبحاﻧﻪهای قهوه و مسواک
و ﻗﺪﻡهای باد عصر ...

ادامه ...
شعری از آناهیتا رضائی
4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آناهیتا رضائی شعری از آناهیتا رضائی
اتاق تاریک باشد
کنار پنجره باز
پرده هر از گاه تکان بخورد با بوی خیابان
من رفته باشم تا گردن تو
در ﺣﻔﺮﻩی پرخون گردنت که تیزی چاقو ...

ادامه ...