شعرهایی از حبیب موسوی بی بالانی
28 اسفند 92 | شعر امروز ایران | حبیب موسوی بی بالانی شعرهایی از حبیب موسوی بی بالانی
دارم می‌میرم و
کلمه از جنازه‌ام بالا می‌رود
با داسی عمیق
و چشمی از پا افتاده
مثلِ آهویی
بعد از فرار ...

ادامه ...
شعری از علی الفتی
28 اسفند 92 | شعر امروز ایران | علی الفتی شعری از علی الفتی
برای بدرقه ی شنوایی ،ناشنوا می شوی
باد پیچیده ی دی ماه درخت
فراخوان برف است / درنابینایی ات
برمی گردی با دستاری از برف
یکریز ،خونِ سفید می چکد / از نا برگشتن ات
...

ادامه ...
شعری از بهاره رضایی
28 اسفند 92 | شعر امروز ایران | بهاره رضایی شعری از بهاره رضایی
فرود آمده بودم
به دنیایِ بی وقتی ها !
مثلِ میوه ه ای نارس
در منطقه ای حارّه
گس بودم! ...

ادامه ...
شعری از شبنم آذر
28 اسفند 92 | شعر امروز ایران | شبنم آذر شعری از شبنم آذر
لب / برنمی داشت / صورتِ تلخم

دو خط مورب بود

که به هم می‌رسید / در ناپدید

صدا نبود / در صدایم نمی‌تنید ...

ادامه ...
شعرهایی از مظاهر شهامت
28 اسفند 92 | شعر امروز ایران | مظاهر شهامت شعرهایی از مظاهر شهامت
خالی سرخ در پیشانی اش
و سیاه
در دو دست او
این کودک خیس را بردارید
و
آویزان کنید از ارتفاع کلمه ایی زیبا ...

ادامه ...
شعری از رباب محب
28 اسفند 92 | شعر امروز ایران | رباب محب شعری از رباب محب
حالا بیا به یقه­ ات برگرد!

این حواصیل با آن گردنِ درازِ خمیده

از دیوار نُدبه هم بالا نمی­ رود

و این خروسِ صحرایی که هفت رنگ از دُمش

به صورتت دوخته... ...

ادامه ...
شعری از بابک اباذری
28 اسفند 92 | شعر امروز ایران | بابک اباذری شعری از بابک اباذری
در برابر زیبایی ات
از کلمات کاخی می سازم
اما
در برابر مهربانی ات
به حروف هیروگلیف پناه می برم
نمی خواهم
کسی بفهمد
چگونه دوستت دارم ...

ادامه ...
شعرهایی از حمیدرضا اکبری شروه
14 اسفند 92 | شعر امروز ایران | حمیدرضا اکبری شروه شعرهایی از حمیدرضا اکبری شروه
حالا دنیا چقدر
کوچک می رود
خانه ای می کشم
کودکی ام
درونش بازی می کند
با مادری که پدرش منم ...
...

ادامه ...
شعرهایی از محمد جانفشان
14 اسفند 92 | شعر امروز ایران | محمد جانفشان شعرهایی از محمد جانفشان
اخمت را
در فانسقه ات بگذار
برای هیچ وقت
و چشم هایم را
به لبخندی مهمان کن
بگو که
خبر هولناکی در راه نیست ...

...

ادامه ...
شعرهایی از فرشته وزیری نسب
6 بهمن 92 | شعر امروز ایران | فرشته وزیری نسب شعرهایی از فرشته وزیری نسب
با من
زندگی می کند
اما تلفظ نامم را
هنوز خوب نمی داند
برای همین هیچ وقت
صدایم نمی کند.
هر صبح
از میان در های مختلف ... ...

ادامه ...