شعری از علی باباچاهی
29 اسفند 90 | شعر امروز ایران | علی باباچاهی شعری از علی باباچاهی
اشتباه تو اين است
كه هي اشتباه ميكني
درخت بلوط
انجير بار نياورده
اشتباه مي‌كني
سنجاب
سنجاب است
وَ سنگ‌پشت- ...

ادامه ...
شعری از بهزاد خواجات
29 اسفند 90 | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعری از بهزاد خواجات
طبق روایات معتبر
از کوه آمدند
با بوی جنازه های مریخی
چشمان شان
دو دگمه ی بی رنگ بود
و به هیچ کجایی وصل نبود
و اصل نبود .
آه از تلفن همراه شان ، راه شان ...

ادامه ...
شعرهایی از صابر حسینی
16 اسفند 90 | شعر امروز ایران | صابر حسینی شعرهایی از صابر حسینی
اما زندگی
چون عبور گربه ای
از دیوار تابستان بود
کوتاه و
بی معنی ،
ایستاد و
در چشمانم نگریست
و بعد در تاریکی محو شد ...
...

ادامه ...
شعری از مجتبي اصغري فرزقي
16 اسفند 90 | شعر امروز ایران | مجتبي اصغري فرزقي شعری از مجتبي اصغري فرزقي
دست به پوستم
كشيدي
قلبم لرزيد!!
پيكاسو هم
قادر به ترسيم آن زيبايي نيست
وقتي كنار پيانو
موهايت را مي بافتي
حالا ... ...

ادامه ...
شعری از میخوش ولی زاده
8 اسفند 90 | شعر امروز ایران | میخوش ولی زاده شعری از میخوش ولی زاده
دنیا
داستان قشنگی دارد!
کشتی ها
از فراز گردنه ها می گذرند
فانوس ها
راه را نشان می دهند
و خورشید رفته
از زمین بر می گردد ...

ادامه ...
شعرهایی از کامران قائم مقامی
8 اسفند 90 | شعر امروز ایران | کامران قائم مقامی شعرهایی از کامران قائم مقامی
فرقی نمی کند
ازاتوبوس
پیاده شوم!
وچند ایستگاه
پایین تر، ـ
افسر
کروکی
یک تصادف عاشقانه! ...

ادامه ...
شعرهایی از سید حمید شریف نیا
20 بهمن 90 | شعر امروز ایران | حمید شریف نیا شعرهایی از سید حمید شریف نیا
در این ترکیب
هیبت عجیبی است
اندام تو
که می سپارم
به لهجه و
باز
در میان دو آه می ماند
مدار اطرافت...
...

ادامه ...
شعرهایی از محمدرضا جعفری
20 بهمن 90 | شعر امروز ایران | محمدرضا جعفری شعرهایی از محمدرضا جعفری
ما دو تن بودیم
یکی زخم و
مجروح
یکی دکمه های لباس اش را
باز می کند
مرا در می آورد
مرا می نشانَد کنار خود
می آرامد
...

ادامه ...
شعرهایی از نادر سهرابی
6 بهمن 90 | شعر امروز ایران | نادر سهرابی شعرهایی از نادر سهرابی
نه
نه
این لرزه ها
زمستان را
از تن کسی نمیتکاند
چشم به تاریکی
عادت میکند
تاریکی به چشم ها ... ...

ادامه ...
شعری از مهری پاکدل
6 بهمن 90 | شعر امروز ایران | مهری پاکدل شعری از مهری پاکدل
نه زمین را
آویزان کردند
از جرثقیل
تا عبرتی شود
برای میدان شهر
نه زمان را
به دادگاه
کشاندند ...

...

ادامه ...