شعری از شاپور جورکش
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | شاپور جورکش شعری از شاپور جورکش
ﺣﺮﻑهات دوره ﻣﻲکنم. دوستان مرده دوﺭﻩت. زار برﻣﻲگردم. از دکان بازاری که. ﻳﻚﻻقبایی. قد بر تو ندارد. برزابلند! این آﺳﺘﻴﻦهای ﮔﺮﮒپوش. مخمل ناب ﻧﺎﺏاند. این داﻣﻨﻪهای دراز. ﭘﻠﻴﺴﻪچین.ﺩﺳﺖباف چشم باداﻣﻲهای نجیب چین یا ماچین ...

ادامه ...
شعرهایی از علی جهانگیری
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعرهایی از علی جهانگیری
بوی تند علف ﻣﻲآید
ﺁﻥسوی هر در
مادر که دامنی سرخ داشت
صندوﻗﭽﻪی قدیمی را گشوده بود
ﻛﺮﻩای سمند با پیشانی سپید ...

ادامه ...
شعری از ﺭﺿﺎ ﭼﺎﻳﭽﻲ
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | ﺭﺿﺎ ﭼﺎﻳﭽﻲ شعری از ﺭﺿﺎ ﭼﺎﻳﭽﻲ
از میان شاﺧﻪهای درخت سیب
زاده شد
مه را کنار زدم
باد از پای درخت
ﺳﻴﺐهای سرخ را به نهر ﻣﻲغلتاند ...

ادامه ...
شعری از روجا چمنکار
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | روجا چمنکار شعری از روجا چمنکار
نامت را به دل راندم
که جاری شوی
وقتی که گرم از تنورۀ لبت می‌گذشتم
ریه‌هایت را پُر کن از رطوبت رگ‌هایم
ریه‌هایت را پُر کن از هوای از هوش رفته ...

ادامه ...
شعرهایی از منصور خورشیدی
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | منصور خورشیدی شعرهایی از منصور خورشیدی
پشت ابرهای پراکنده
آسمانی تا هنوز
مرا مست ِ –
فرﺻﺖهای تازه ﻣﻲکند
وقتی ترکیب تن
ورق ﻣﻲخورد ...

ادامه ...
شعری از بهزاد خواجات
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعری از بهزاد خواجات
صبح خوش!
من عباس کیارستمی هستم
حال تان چه خوب باشد و چه بد
من در چند نمای دور
نماهایی نزدیک بر جبین دارم
به میزانی که بر زبان بگذارید ...

ادامه ...
شعرهایی از فرامرز سه دهی
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | ﻓﺮاﻣﺮﺯ ﺳﻪ ﺩﻫﻲ شعرهایی از فرامرز سه دهی
ﻣﻲآیی
از پس پشت کلمه بود
کوه
و ﻗﺪﻡهات
کلماتی که خورشیدند
بالا ﻣﻲآیند
و باز هم بالا ...

ادامه ...
شعرهایی از آفاق شوهانی
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | آفاق شوهانی شعرهایی از آفاق شوهانی
امتدادی از همین برگشتن‌ها
شکلی که شکل دیگر همین‌ام
دور افتادن از دور دیدن
می‌توانستم برایت
همیشه همان باشم؟
بی‌همگان به سر به دست به پا می‌دوم ...

ادامه ...
شعری از افشین شاهرودی
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | افشین شاهرودی شعری از افشین شاهرودی
من و
این خیابان ناراحت و
این چتر پاره ! ...

ادامه ...
شعری از رضا شنطیا
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | رضا شنطیا شعری از رضا شنطیا
هر شب در خواﺏهای خوﻧﻲام
تهران را با صورتی وﺭﻡکرده می‌بینم
نکند باید این شهر را ترک کنم؟ ...

ادامه ...