شعرهایی از ﺳﭙﻴﺪﻩ ﻧﻴﻚﺭﻭ
11 آبان 95 | شعر امروز ایران | ﺳﭙﻴﺪﻩ ﻧﻴﻚﺭﻭ شعرهایی از ﺳﭙﻴﺪﻩ ﻧﻴﻚﺭﻭ
وقتی که خوابیده
دیگر امیدی نیست
که چیزی بگوید
تاریخ ، تکان خورده
مثل جغرافیا پس از برخورد بزرگ ...

ادامه ...
شعری از علی عرفانی
11 آبان 95 | شعر امروز ایران | علی عرفانی شعری از علی عرفانی
سیانور دکتر ِ بزرگی ست
سیانور دکتر ِ همه ی درد هاست
مثل لامپ همه جا را روشن می کند
سیانور سریع عمل می کند
قطار تندروست ...

ادامه ...
شعری از شاهین شیرزادی
11 آبان 95 | شعر امروز ایران | شاهین شیرزادی شعری از شاهین شیرزادی
مرجانی مرده به آبهای هار
بشارتی معلّق در خلاء
به تکان‌های باله‌هاش، فلس‌هاش
یا خواب آشفته‌ای که کمرنگ می‌شود ...

ادامه ...
شعری از علیرضا الیاسی
11 آبان 95 | شعر امروز ایران | علیرضا الیاسی شعری از علیرضا الیاسی
تبریز، اقیانوس ندارد
تبریز، دریا ندارد
تبریز، دریاچه ندارد
تبریز، گودالی دارد که ...

ادامه ...
شعرهایی از عليرضا عباسي
29 مهر 95 | شعر امروز ایران | عليرضا عباسي شعرهایی از عليرضا عباسي
از جاي خالي توست
غبار پيچيده در آفتاب
بر شيشه نشسته
هر روز ﻣﻲنشيند بر اشيا
کلماتِ ﺟﻤﻠﻪاي به هم ريخته ...

ادامه ...
شعرهایی از علی جهانگیری
29 مهر 95 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعرهایی از علی جهانگیری
قایقی کاغذی
بدون ﻗﻂﺐنما و بادبان
همین جاها گم شده بودیم انگار
نیاز به آگهی در روزنامه نیست
وقتی با هم هستیم
از گم شدن ﻧﻤﻲترسم ...

ادامه ...
شعری از جهانگیر سایانی
29 مهر 95 | شعر امروز ایران | جهانگیر سایانی شعری از جهانگیر سایانی
مانده؛ چقدر ِ زمان است که باقی ست
برای اکلیل
که خال هندو برپیشانی درخشان است
اندازه؛ سیگار ِ دود می رود است ...

ادامه ...
شعرهایی از امید اصغری
29 مهر 95 | شعر امروز ایران | امید اصغری شعرهایی از امید اصغری
مهمان های ناخوانده‌اند رویاها
بی خبر می‌آیند
می‌نشینند در جای جای خانه
از بقایای میوه‌های مانده در یخچال می‌خورند ...

ادامه ...
سه شعر از گزیده اشعار سهراب رحیمی به سوئدی
ترجمه آزیتا قهرمان
7 مهر 95 | شعر امروز ایران | سهراب رحیمی سه شعر از گزیده اشعار سهراب رحیمی به سوئدی
ترجمه آزیتا قهرمان
نامم را به پسرم بخشیدم
جسمم را به همسرم
روحم را به پزشک روانشناس
اعضای تنم را به دکتر جراح ...

ادامه ...
شعرهایی از ﻓﺮاﻣﺮﺯ ﺳﻪﺩﻫﻲ
7 مهر 95 | شعر امروز ایران | ﻓﺮاﻣﺮﺯ ﺳﻪﺩﻫﻲ شعرهایی از ﻓﺮاﻣﺮﺯ ﺳﻪﺩﻫﻲ
یک روز
نوک مژگان ﻣﻲشوی
تیرم ﻣﻲزنی چند یک روز
دردم ﻣﻲشود بسیار
بر هم ﻧﻤﻲشود ﭘﻠﻚهایم از درد ﻣﻲدردم
روز ﻣﻲدردم از درد شب ﻣﻲدردم ...

ادامه ...