شعری از نرگس دوست
17 فروردین 96 | شعر امروز ایران | نرگس دوست شعری از نرگس دوست
ﻣﻲخوانند پرندگان
در سرت
ﺁﻥجا که/
ﺳﺒﺰﻩها بر باد رﻓﺘﻪاند
و زنی،
با صدای اندوهگینِ ...

ادامه ...
شعرهایی از ﺁﺯاﺩﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ
17 فروردین 96 | شعر امروز ایران | ﺁﺯاﺩﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ شعرهایی از ﺁﺯاﺩﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ
تو با پیامبرانت
من با همین تنهاﻳﻲام.
با صورﺗﻲهایم
به جنگ آمده باشم
و کور، روز و شبم باد ...

ادامه ...
شعرهایی از ﺳﭙﻴﺪﻩ نیک رو
16 فروردین 96 | شعر امروز ایران | ﺳﭙﻴﺪﻩ نیک رو شعرهایی از ﺳﭙﻴﺪﻩ نیک رو
بخوان!
از ﻗﺮﻥهای سکوت
ﻗﺮﻥها گذشته
که ﻣﻲگویم بخوان
و تو مبهوت ...

ادامه ...
شعرهایی از آنژیلا عطایی
16 فروردین 96 | شعر امروز ایران | آنژیلا عطایی شعرهایی از آنژیلا عطایی
تولد
می تواند فرزند تو را به دنیا بیاورد
تا کمر فرورفته در آب
وقتی چهار ماهی بزرگ از خواب های کودکی اش برمی گردند
تو را از حوض می گیرند ...

ادامه ...
اثری از محمد آزرم
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | محمد آزرم اثری از محمد آزرم
لطفاً برای دیدن اثر که در قالب یک تصویر ارائه گشته است ، به ادامه ی مطلب مراجعه بفرمایید ...

ادامه ...
شعرهایی از ﻣﺤﻤﺪ ﺁﺷﻮﺭ
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | ﻣﺤﻤﺪ ﺁﺷﻮﺭ شعرهایی از ﻣﺤﻤﺪ ﺁﺷﻮﺭ
ﻣﺤﻜﻮم ﺑﻪ ﺗﺮﺱِ اﺑﺪ
ﻛﻮﺭی ﻛﻪ اﺯ ﺗﺎﺭیکی میﺗﺮﺳﺪ
ﻛﺮی ﻛﻪ اﺯ ﺳﻜﻮﺕ!
و ﻣﻦ ﺁﻧﻢ (اﻳﻦ)
ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ اﺯ ﻫﺮﭼﻴﺰ ﻓﻘﻄ ﺳﺎﻳﻪاﺵ ﺭا ...

ادامه ...
شعری از علی باباچاهی
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | علی باباچاهی شعری از علی باباچاهی
بلعنده بود و ﻫﻤﻪجاگیر
- سرد است چقدر!
اتش سرد هم
به سرعت سرایت ﻣﻲکند اما
سرد است چقدر ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
آدم چرا اديپ نشود وقتي كه كور
وقتي كه دورباش ﻣﻲگويند وقت گذشتن از بازاري ﺑﻤﺐگذاري شده در بغداد
چرا سر نگذارد به بيابان
وقتي در خيابان ﺳﮓهاي زرد را به جرم شغال ﻣﻲگيرند
ﻣﻲفرستند به دوردستي از آهن و باروت ...

ادامه ...
شعرهایی از خسرو بنایی
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | خسرو بنایی شعرهایی از خسرو بنایی
نمی دانم ازکجا شروع کنم
که حرفی ازاین یهودا نباشد
مست زبانه هاست انگار این یهودا
یهودا با دسیسه
آهن وشیشه و سیمان را می لرزاند
همزمان در بافت کتان و اسناد نفوذ می کند ...

ادامه ...
شعرهایی از ابوالفضل پاشا
29 اسفند 95 | شعر امروز ایران | ابوالفضل پاشا شعرهایی از ابوالفضل پاشا
اگر دست من از جیبم
فرار کند فقط
به همین دل‌خوشم که سنگ‌ها
در حساب جاری من
بیش‌تر از برگ‌های ریخته ...

ادامه ...