شعری از فرهاد کریمی
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | فرهاد کریمی شعری از فرهاد کریمی
اینجا اطراف این دیوار
ساعتی دیوانه خوابیده است!
تنها منم که عاشق مانده­ ام
لای بتُن­ ها و آجرها ...

ادامه ...
شعری از نیلوفر شاطری
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | نیلوفر شاطری شعری از نیلوفر شاطری
ﻧﺸﺴﺘﻪای برای ﺳﻴﻢهای خاردار
قصه ﻣﻲگویی
و توی سرت یکی رگبار گرفته
که کبوترها خبرهای بدی ...

ادامه ...
شعری از مسیح رنجبر
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | مسیح رنجبر شعری از مسیح رنجبر
وقتی ساکت است
فریاد چیز دﻳﮕﺮﻱست از پشتِ شیشه
بچرخی دور ﺗﭙﻪهایِ ﮔﻞآلود
ﭘﺮﻩهای دماغت بلرزد ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
همیشه ترس من از سکوت
گذشتن از فضاهایی است که در هم فرو می روند
آویزان از دیوار
عبور این همه صدای به تنهایی ...

ادامه ...
شعری از وحید علیزاده رزازی
10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | وحید علیزاده رزازی شعری از وحید علیزاده رزازی
خاصه وقت انحنای عمر
خاصه می‌بینی دود
می‌کند در تأنی چشمان‌ات
ابرها همه می‌فهمند خیسی تابوت‌ات را
و مشفقانه چکه‌هایت را برمی‌داری ...

ادامه ...
شعری از آزاده فراهانی
4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آزاده فراهانی شعری از آزاده فراهانی
از آن ایوان شروع شد
ﺁﻥجا که گل از خارم مدام ﻣﻲرویید
تا گیسوی سرسپرﺩﻩام به «صبا»
در صبحاﻧﻪهای قهوه و مسواک
و ﻗﺪﻡهای باد عصر ...

ادامه ...
شعری از آناهیتا رضائی
4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آناهیتا رضائی شعری از آناهیتا رضائی
اتاق تاریک باشد
کنار پنجره باز
پرده هر از گاه تکان بخورد با بوی خیابان
من رفته باشم تا گردن تو
در ﺣﻔﺮﻩی پرخون گردنت که تیزی چاقو ...

ادامه ...
شعری از محمدحسن مرتجا
30 مرداد 95 | شعر امروز ایران | محمدحسن مرتجا شعری از محمدحسن مرتجا
مادر چه می کوبید در جوغن؟!
صدای کوبیدن یکنواخت «تاب، تاب»
می پیچید در سطرهایم
بوی ادویه جات
زردچوبه، فلفل،دارچین
وه چه سرمستی ...

ادامه ...
شعری از محمد مهدی پور
30 مرداد 95 | شعر امروز ایران | محمد مهدی پور شعری از محمد مهدی پور
از پنجره‌ای که باز نشد/ صدایت می‌زنم
به پنجره‌ای که باز نشد
دست‌هایم/ به قلبی که یادش رفت
احساسِ میان دنده ...

ادامه ...
شعری از ﻭﺣﻴﺪﻩ ﺳﻴﺴﺘﺎﻧﻲ
30 مرداد 95 | شعر امروز ایران | ﻭﺣﻴﺪﻩ ﺳﻴﺴﺘﺎﻧﻲ شعری از ﻭﺣﻴﺪﻩ ﺳﻴﺴﺘﺎﻧﻲ
پرچم از جایی بلند ﻣﻲشود که راه بیفتد خون
گیاه سرخابی به تپاندن بیفتد
و آن
راه رفتنش گرفته باشد
فرو کردنش گرفته باشد ...

ادامه ...