شعری از شاهنده سبحانی
31 فروردین 96 | شعر امروز ایران | شاهنده سبحانی شعری از شاهنده سبحانی
نمی‌رفتم کجا می‌ماندم
وقتی آبادی از من رفته بود
درد رفته بود
و دیگر استخوان‌های هیچ زنی روی هم نجوا نمی‌کرد
مرگ توی موهایم پیچید ...

ادامه ...
شعری از سمیه جلالی
31 فروردین 96 | شعر امروز ایران | سمیه جلالی شعری از سمیه جلالی
اصلا من زن
که خلق شده ام با گل های اطلسی
نشسته بر بافه های یمنی
توی خلیج رها
های هویِ باد های موسمی
...

ادامه ...
شعری از ﻣﻬﺪﻱ ﻗﻼﻳﻲ
28 فروردین 96 | شعر امروز ایران | مهدی قلایی شعری از ﻣﻬﺪﻱ ﻗﻼﻳﻲ
دیر آمدی و از دهان افتادم
رسمی حرف می زدی
و سرِ زانوهای ام پاره می شد
اوایل ضربان قلب ام که از پروانه بالا می رفت
به پهلو می خوابیدم ...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
28 فروردین 96 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
این خاکستر کیست در هوا؟
این جمجمه برهنه در آینه چیست؟
زمین زاده توست
و باد که ﮔﻞهای سرخ را ...

ادامه ...
شعری از ساجد فضل زاده
28 فروردین 96 | شعر امروز ایران | ساجد فضل زاده شعری از ساجد فضل زاده
به هیئت سلیمان
پشت پنجره ایستادن
و ﺷﻜﻞدادن به وداع
که شروع پیاﻣﺒﺮﻱست ...

ادامه ...
شعری از نازنین رحیمی
26 فروردین 96 | شعر امروز ایران | نازنین رحیمی شعری از نازنین رحیمی
تو منطقه ي كشف مني
و محل زد و خورد
با خاك

تو انقلاب فرانسه اي
در كف دست هاي من ...

ادامه ...
شعری از فریاد ناصری
26 فروردین 96 | شعر امروز ایران | فریاد ناصری شعری از فریاد ناصری
ستایش می کنم تو را ای نخستین و ای آخرین بعد از تمام آخرها
ستایش می کنمت ای سرحد نخستین و سرحد فرجام
ستایش می کنم تو را که چشم ها از دیدنت ناتوانند و وصف ها از گفتنت عاجز ...

ادامه ...
شعری از بهاره فریس‌آبادی
24 فروردین 96 | شعر امروز ایران | بهاره فریس‌ آبادی شعری از بهاره فریس‌آبادی
و انگشت‌هایش پیش از لوله‌‌ی تفنگ رسید
پیراهن پوسیده را رد کرد
و دنده‌های او را
لرزشی گرفت از پشت دنده‌ها
پیراهن پوسیده را رد کرد ...

ادامه ...
شعری از بنفشه فریس آبادی
24 فروردین 96 | شعر امروز ایران | بنفشه فریس آبادی شعری از بنفشه فریس آبادی
وقتی که از تمام نقاط کور قرنیه دست‌های بریده می‌افتد
وقتی که در طبقات بالای مغز
درست در لحظه‌ی تلاقی موهای بلوطی و زرد
اجزای سفید تن‌های زیادی می‌پاشد از هم ...

ادامه ...
شعری از ابوالفضل حسنی
21 فروردین 96 | شعر امروز ایران | ابوالفضل حسنی شعری از ابوالفضل حسنی
بلند شوی و ببینی؛
خورشید از لای کراد تیغ تیغی،
تمشک تیغ تیغی،
نارنج تیغ تیغی،
قائم و مستقیم می تابد به تاج خروس های تو ...

ادامه ...