شعری از سمیه جلالی
16 خرداد 96 | شعر امروز ایران | سمیه جلالی شعری از سمیه جلالی
جان می کند
با ناخن هایش
خراش بر پوسته ی حجرالبلاء
فی ممالک الفناء
آن جا که رگه های شیر
از پستانِ سنگ ها چکه نمی کند ...

ادامه ...
شعرهایی از منصور خورشیدی
13 خرداد 96 | شعر امروز ایران | منصور خورشیدی شعرهایی از منصور خورشیدی
لبخند نور
در بال نیلوفر که می‌افتد
عمق نگاه تو
در خاک خانه می‌کند
و حضور یک کتیبه شکل می‌گیرد ...

ادامه ...
شعری از علی خاکزاد
9 خرداد 96 | شعر امروز ایران | علی خاکزاد شعری از علی خاکزاد
ذکری جمیل بود لحن کبوتری لب‌هاش
با رفرفه بر بالین می‌نشست
با آواز
پنجه در دل چون می‌زد ...

ادامه ...
شعری از مجید رعایایی
8 خرداد 96 | شعر امروز ایران | مجید رعایایی شعری از مجید رعایایی
پی در پی احضـار می شوم
یک بار برای روح
یک بار برای تو
یک بار برای یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت
( تـف ).
تلفن تمام می شود
و شعبات متعدد دور پرونده ام چرخ می زنند ...

ادامه ...
شعری از فرناز فرازمند
7 خرداد 96 | شعر امروز ایران | فرناز فرازمند شعری از فرناز فرازمند
و گفته‌اند ابن‌السلام امتحان خداوند است
تو خوابیده‌ای با آهوها در صحرا
من بر بستر قایقی که پر می‌شود از آب
اندوهگین من
که زعفران می‌سایم ...

ادامه ...
شعرهایی از هرمز علیپور
6 خرداد 96 | شعر امروز ایران | هرمز علیپور شعرهایی از هرمز علیپور
می‌ایستید یک چای بخوریم یا که درمی‌روید
بر بخش دوم جمله دست می‌کشید
یک‌دفعه سردم می‌شود
پس نه جمله‌ای می‌نویسم ...

ادامه ...
شعری از فریبا حمزه ای
30 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | فریبا حمزه ای شعری از فریبا حمزه ای
زنی هر شب درمن
متولد می شود!
بند نافش را به دندان گرفته
از خوابهایی که ندارم آویزان
در انقباض سگرمه های تخت ...

ادامه ...
شعرهایی از علی اخوان
28 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | علی اخوان شعرهایی از علی اخوان
من
لکه‌ی خون را
کنار پنجه‌ی کوچک دیدم
- گوزن که باشی
جهان پر از ...

ادامه ...
شعری از رسول طاهری
27 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | رسول طاهری شعری از رسول طاهری
کجای این خواب نشت می‌کند
که هر شب
سراسیمه میان چهار راه
بیدار می‌شوم
و حادثه را ...

ادامه ...
شعری از روح الله احمدی
25 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | روح الله احمدی شعری از روح الله احمدی
راه خودم را می رفتم
سمتی مشخص که هدفم بود
دیدم که جنون رو برویم ایستاده
زل زده به چشم هایم
راهم را سد کرده بود
خواستم قدم بردارم ...

ادامه ...