شعری از آیدا مجیدآبادی
27 آذر 96 | شعر امروز ایران | آیدا مجیدآبادی شعری از آیدا مجیدآبادی
مهم‌ترین تصمیم زندگی‌اش جان من بود
گرفت
و به چله نشست
حالم را از کدام ستاره بپرسم ...

ادامه ...
شعرهایی از هرمز علیپور
26 آذر 96 | شعر امروز ایران | هرمز علی پور شعرهایی از هرمز علیپور
این زخم هیچ سرد نمی‌شود
اگر که باز می‌خندم
مثل وقتی ماشین از روی کفشم رد شد
در ابتدای صبح‌ها ولی معمولاً ...

ادامه ...
شعری از علی اسداللهی
23 آذر 96 | شعر امروز ایران | علی اسداللهی شعری از علی اسداللهی
گفته بودم جدّی نگیر
گفته بودم گاهی دست کن در آن جیب سوراخ وُ
در آستر بارانی دنبال چیزی بگرد
زیر فرش دنبال چیزی بگرد
زیر پلک ...

ادامه ...
شعری از علیرضا بهنام
21 آذر 96 | شعر امروز ایران | علیرضا بهنام شعری از علیرضا بهنام
تنها با ملاحظات ملحوظ و به لطف اين زبان كه صرفا زبان است نه هيچ چيز ديگر
از سربالايی بالا لا لا و شيرجه زده‌ام می‌زنم
بيرون چارچوبی ساخته شده از راست كاری ...

ادامه ...
شعرهابی از بهاره بشارتی
20 آذر 96 | شعر امروز ایران | بهاره بشارتی شعرهابی از بهاره بشارتی
باد می‌آمدی،
وزیده در موهات،
لای هذیان موهام،
به هر طرف هرکدامی ...

ادامه ...
شعری از تیرداد آتشکار
19 آذر 96 | شعر امروز ایران | تیرداد آتشکار شعری از تیرداد آتشکار
طاقت بلند ستاره
نام کوچک توست
که زیر رگ ابر
پوست می‌اندازد ...

ادامه ...
شعری از علیرضا نوری
18 آذر 96 | شعر امروز ایران | علیرضا نوری شعری از علیرضا نوری
نعش اسب را کشیده بود روی پوست
و قصد داشت دو تکه ابر را جای قلب بچپاند کنج سینه سمت راست
باد را گفته بود خواهر
به درختان به چشم مادر نگاه می‌کرد ...

ادامه ...
شعری از فرناز فرازمند
16 آذر 96 | شعر امروز ایران | فرناز فرازمند شعری از فرناز فرازمند
من در این نقاشی چه می‌کنم؟!
خوابیده‌ام کنار تو
رمل‌های ملحفه می‌برند دستم را به مصبّ انگشتانت
جایی که ادیان در آغاز خود مردّدند ...

ادامه ...
شعرهایی از مهدی قلایی
13 آذر 96 | شعر امروز ایران | مهدی قلایی شعرهایی از مهدی قلایی
لهجه‌ات را
وقتی فارسیِ غلیظ می‌گویی که پنهان‌اش کنی
لهجه‌‌ات را!
وقتی در «قاف»ِ عاشقتم
دستت رو می‌شود که لری ...

ادامه ...
شعری از خاطره حجازی
11 آذر 96 | شعر امروز ایران | خاطره حجازی شعری از خاطره حجازی
در بیرون غار همچنان سرازیر است باران‌های اسیدی
زمان سراسیمه
چاله‌های آب را مضطرب می‌کند
کفشی دم تاریکی به جا می‌ماند
و من که در یک سمندر زیبا حلول کرده‌ام ...

ادامه ...