شعري از منصوره روستايي
23 مهر 91 | شعر امروز ایران | منصوره روستايي شعري از منصوره روستايي
چه اتفاقي
افتاده است
شخصيت ها
عوض شده اند
كيوسك روزنامه فروشي پدر
آتش گرفت
موهاي مادر
نخ دندان دورگردي شد ...

ادامه ...
شعري از ستارجانعلي پور
23 مهر 91 | شعر امروز ایران | ستارجانعلي پور شعري از ستارجانعلي پور
آزادي را ،
درون پاكتي مقوايي
عشق را،
پشت تصويري قاب شده
پنهان مي كنم
وطنم را،
توي كفشي
در جا كفشي ...
...

ادامه ...
شعرهایی از حمید شریف نیا
4 مهر 91 | شعر امروز ایران | حمید شریف نیا شعرهایی از حمید شریف نیا
بی تابی بلوغ
آراسته می شود
کنار سنگ
نبض ضخیم
در باد که می افتد
ستاره ای
از مشرق دست، سوگوار
سمت هوش تو می خوابد ...
...

ادامه ...
سه شعر از هوم بزی
4 مهر 91 | شعر امروز ایران | هوم بزی سه شعر از هوم بزی
چادرت را
به شب ببخش
کشفِ تماسِ غلظت
پله ها سر میخورند
از هم
مثل گل چسبنده
مرا خاک بده
خاطراتِ بانو ...
...

ادامه ...
شعری از امیر سنجوری
22 شهریور 91 | شعر امروز ایران | امیر سنجوری شعری از امیر سنجوری
پسر ها
به پدر ها رفتند و
میراث بذر ها
به مادران مرز رسید
آغازگران درو اما
هنوز
مین های ضد نفر اند ... ...

ادامه ...
شعرهایی از نیکی مرادی
22 شهریور 91 | شعر امروز ایران | نیکی مرادی شعرهایی از نیکی مرادی
دستهایت
از میان اینهمه دژبان
چگونه
خواهند گذشت؟
که مورس میگیری:
....
تمام شب کشیک داده ایم
من ،کنار بالشم ... ...

ادامه ...
شعرهایی از علیرضا فراهانی
20 مرداد 91 | شعر امروز ایران | علیرضا فراهانی شعرهایی از علیرضا فراهانی
در خودم که
نگاه می کنم
تو
زیباتر می شوی
در آینه ای شکسته
ایستاده ای
تا تکه های بهم ریخته ام را
مرتب می کنی
...

ادامه ...
شعری از مهتاب کرانشه
20 مرداد 91 | شعر امروز ایران | مهتاب کرانشه شعری از مهتاب کرانشه
با
زن های زیادی این قصه
در رقص های نای نای
می پلکم
با شایدِ حرف های اضافی ات !
- یادت هست آن برف ها
آن خاکسترهای بالاپوش ات
سیاه و سخت ...

...

ادامه ...
شعرهایی از آذردخت ضیائی
4 مرداد 91 | شعر امروز ایران | آذردخت ضیائی شعرهایی از آذردخت ضیائی
دستم را بگیر
گلیم اتاق های دربسته
کوتاهتر از پای من است
و این شکسته ها
پروازهای نافرجامیست
افتاده از... دستم
را
بگیر ... ...

ادامه ...
شعری از کیانا برومند جاوید
4 مرداد 91 | شعر امروز ایران | کیانا برومند جاوید شعری از کیانا برومند جاوید
حالا سه روز می شود
ابر می زند زیر دکل
می پیچد به سوزنی کاج ها
زبان گنجشک ها
بلوط ها
لای موهای تو لابد
گریه می کند لای انگشت هایت
چگونه بنویسم که زبان نگیرد باران
...

ادامه ...