داستانی از تیا اوبرت
ترجمه: سعید یعقوبی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | تیا اوبرت داستانی از تیا اوبرت
ترجمه: سعید یعقوبی
تیا اوبرت در 30 سپتامبر 1985 در بلگراد یوگسلاوی بدنیا آمد. تا سال 1992 در همانجا با مادرش و دربزرگ و مادربزرگ مادری اش زندگی کرد.وقتی جنگ در یوگسلاوی شروع شد ، اوبرت و خانواده اش به قبرس و پس از آن به اقتضای شغل پدربزرگش به قاهره در مصر نقل مکان کردند. بعدها تیا و مادرش مقیم آمریکا شدند.
در سال 2006 پدربزرگش در گذشت و قبل از آن در بستر مرگ از تیا خواست که با نام مستعار اوبرت بنویسد ...

ادامه ...
داستانی از هکتور اچ مونرو (ساکی)
ترجمه مریم صداقت‌نیا
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | هکتور اچ مونرو (ساکی) داستانی از هکتور اچ مونرو (ساکی)
ترجمه مریم صداقت‌نیا
بانوی جوان پانزده ساله ای با متانت گفت: " آقای ناتل! خاله ام تا چند لحظه دیگر به حضورتون می رسند. در این مدت شما باید سعی کنید مرا تحمل کنید." فرامتون ناتل سعی کرد بدون اسائه ادب به خاله ای که در حال آمدن بود، چنانکه شایسته است چیز صحیحی در تملق خواهرزاده بگوید. شخصاً بیش از هر زمانی شک داشت که این ملاقاتهای رسمی پی درپی با افرادی کاملاً غریبه کمکی به بهبود بیماری عصبی اش که تحت درمان بود، خواهد کرد. ...

ادامه ...
شعری از تادئوش روژه ویچ
ترجمه علیرضا حسنی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | علیرضا حسنی شعری از تادئوش روژه ویچ 
ترجمه علیرضا حسنی
تادئوش روژه ویچ (1921 - 2014) «شاعر ملی»، نمایشنامه نویس، و مترجم بلندآوازه لهستان است. وی برندة جایزه شعر اروپا (2007) است و چندین بار در لیست نهایی کاندیداهای نوبل قرار گرفته. آثارش به 49 زبان ترجمه شده، و به یونسکوی لهستان شهرت دارد. طنز، و ابزوردی گرم و ملایم ویژگی اثار اوست. شیموس هینی، برندة نوبل ادبیات در سال 1995 او را یکی از بزرگترین شاعران قرن بیستم نامیده است. ...

ادامه ...
داستانی از کاروان عمر کاکه سور

ترجمه ی توران خندانی
15 اسفند 94 | ادبیات جهان | توران خندانی داستانی از کاروان عمر کاکه سور

ترجمه ی توران خندانی
کاروان عمر کاکه سور ،از نویسندگان مطرح کردستان عراق، سال1964در اربیل عراق متولد شده است. تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم درآنجابه اتمام رسانده و سپس درسال 1985 در رشته تاریخ به تحصیل ادامه داده است. اما پس از دو سال،تحصیل را رها کرده و سرانجام در سال 1991 تحصیلاتش را به اتمام می رساند. در سال 1992 برای همیشه کردستان را ترک کرده،نخست به آلمان رفته و سپس در دانمارک ساکن می شود. کاکه سور از سال 1985 شروع به نوشتن کرده،اما بعد از انقلاب کردستان عراق آثارش را منتشر کرده است. ازاین نویسنده نام آور تاکنون چند رمان ، مجموعه ...

ادامه ...
درگذشت سهراب رحیمی
دبیر محترم بخش "ادبیات جهان" پیاده رو
22 بهمن 94 | ادبیات جهان | پیاده رو درگذشت سهراب رحیمی 
دبیر محترم بخش
متاسفانه با خبر شدیم ، سهراب رحیمی ، دبیر محترم بخش ادبیات جهان پیاده رو ، شاعر ، مترجم و نویسنده ساکن مالمو سوئد ، در حادثه آتش سوزی در اتومبیل خود جانش را از دست داده است . پیاده رو این سانحه دلخراش را به خانواده شعر ایران و خاصه همسر محترم ایشان ، شاعر توانا سرکار خانم آزیتا قهرمان تسلیت عرض می کند . ...

ادامه ...
شعری از الزه لاسکرشولر
ترجمه ی خسرو کیان راد
13 بهمن 94 | ادبیات جهان | خسرو کیان راد شعری از الزه لاسکرشولر 
ترجمه ی خسرو کیان راد
مانندِ لرزشِ بارقۀ نوری درشب.
می‌دانم که محکوم گشته‌ام
و از بهشتِ برین به دستانِ تو افول می‌کنم ...

ادامه ...
چند شعر از پرویز ذبیح غلامی
برگردان از کردی: فاتمه فرهادی
13 بهمن 94 | ادبیات جهان | فاتمه فرهادی چند شعر  از پرویز ذبیح غلامی
برگردان از کردی: فاتمه فرهادی
در مرده شورخانه
همه چیز برق میزند
هم گلوله ی توی جمجمه ام
هم آوازهای مرده شور . ...

ادامه ...
ترجمه شعر معروف گئورگ تراکل
ابوذر کردی
13 دی 94 | ادبیات جهان | ابوذر کردی ترجمه شعر معروف گئورگ تراکل
ابوذر کردی
شعر ذیل ، شعر معروفی از گئورگ تراکل است که هایدگر یک مقاله ی طویلی پیرامون تفسیر این شعر نسبتاً کوتاه نوشته است . هایدگر پیرامون این شعر است که آن جمله ی قصار خویش را می گوید : زبان می زباند (Die Sprache spricht.) . دوستانی که این مطلب را از انگلیسی خوانده اند ، احتمالاً به این جمله رسیده اند ( Language speaks ) و لابد هم پیش خویش ترجمه نموده اند که : زبان صحبت می کند و این از بنیاد غلط است . ...

ادامه ...
داستانی از کوین جونز
ترجمه ی میلاد خسروی
13 دی 94 | ادبیات جهان | میلاد خسروی داستانی از کوین جونز
ترجمه ی میلاد خسروی
من میدونم دستشویی کجاست؟ منظورت چیه که آیا من میدونم دستشویی کجاست؟ من الان 5 ساله که توی این آسایشگاه روانی دنتال ویو هستم و تو هنوز داری از من میپرسی که آیا من میدونم دستشویی کجاست. من اینجا را مثل کف دستم میشناسم. من دیوونه نیستم، چند بار باید بهت بگم. این آدمایی که اینجا هستند، اینها خل و چلن. تنها دلیلی که من را اینجا آوردن اینه که نمیدونستن دیگه باید با من چیکار کنند. چی شد مگه؟ میخوای داستانمو بشنوی؟ ...

ادامه ...
نامه وداع گابریل گارسیا مارکز
ترجمه ی ماهان محبوبی
13 دی 94 | ادبیات جهان | ماهان محبوبی نامه وداع گابریل گارسیا مارکز
ترجمه ی ماهان محبوبی
اگر خداوند برای لحظه ای جایگاه و سابقه مرا نادیده می گرفت و فرصت ناچیزی را برای زندگی کردن به من ارزانی می داشت،به بهترین وجه و با بکارگیری تمامی قابلیت هایم آنرا مغتنم می شمردم.
شاید هر آنچه را که به ذهنم خطور می کرد را بر زبان جاری نمی کردم اما در قبال تمامی سخنانی که بر زبان می آوردم احتیاط می کردم ...

ادامه ...