داستانی از آنتون چخوف
برگردان : شایان محسنی خرمی
29 آذر 95 | ادبیات جهان | شایان محسنی خرمی داستانی از آنتون چخوف
برگردان : شایان محسنی خرمی
ایوان دمیتریچ، مردی از طبقه متوسط اجتماعی بود که با درآمد هزار و دویست تا در سال همراه خانواده اش زندگی میکرد و از رقم درآمدش بسیار راضی بود، بعد از شام روی مبل نشست و شروع به خواندن روزنامه کرد.
همسرش در حالی که میز را تمیز میکرد به او گفت: "یادم رفت که امروز به روزنامه نگاهی بیندازم. بگرد ببین فهرست برندگان را دارد ...

ادامه ...
شعری از ویلیام شکسپیر به پارسی و کردی
ترجمه : زانکو یاری
11 شهریور 95 | ادبیات جهان | زانکو یاری شعری از ویلیام شکسپیر به پارسی و کردی 
ترجمه : زانکو یاری
چشمان معشوقۀ من نیست همچون آفتاب؛
لبهایش به سرخی مرجان ها نیست؛
سینه ها خاکستری اما نه چون برف سفید؛
گیسوانش به سیاهی تارهای کبود. ...

ادامه ...
شعرهایی از آتیلا ژوزف
ترجمه آزیتا قهرمان
30 مرداد 95 | ادبیات جهان | آزیتا قهرمان شعرهایی از آتیلا ژوزف
ترجمه آزیتا قهرمان
آتیلا ژوزف متولد 1905 یکی از بزرگ ترین شاعران مجارستان است .دوران کودکی اش در بحبوحه جنگ ؛ از هم پاشی خانواده و تنگدستی و آوارگی به سختی گذشت .او تحصیلاتش را بعدها در سوربن و وین ادامه داد اما به خاطر لحن عصیانگر و نوع نگاهش به زندگی و انتقاد از جامعه ای که در زندگی میکرد از کار تدریس برکنار و محکوم به انزوا شد . آتیلا ژوزف با روحی عصیانگر و زبانی پر شور و سرشار از بدعت های تازه همیشه شیفته و ستایشگر آزادی وعدالت و ...

ادامه ...
شعرهایی از کنستانتین کاوافی
ترجمه حسین خلیلی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | کنستانتین کاوافی شعرهایی از کنستانتین کاوافی
ترجمه حسین خلیلی
به شکوه تختی که بران آرمیدیم
به لذتی که با بدن‌هامان چشیدیم .
پژواک ِ روزهای هوس آلودی بسویم می‌سُرَد ...

ادامه ...
«نشانه ها ونمادها» / ولادیمیر ناباکوف
ترجمه: نیلوفر نوری
4 اردیبهشت 04 | ادبیات جهان | ولادیمیر ناباکوف «نشانه ها ونمادها» / ولادیمیر ناباکوف
ترجمه: نیلوفر نوری
در طول این سال ها چهارمین باری بود که با این مشکل مواجه می شدند که چه هدیه ی تولدی برای پسری که به طور علاج‌ناپذیری روان پریش بود،بخرند. خودش هیچ خواسته ای نداشت. اشیای ساخت دست بشر به چشم او یا لانه ی نیروهای شوم و پرتکاپوی اهریمنی بودند که تنها او قادر به درکشان بود و یا لوازم تسلی‌ بخش زبر و زمختی که در دنیای انتزاعی او هیچ نقشی نداشتند. ...

ادامه ...
داستانی از آنتوان چخوف
ترجمه زهره صمیمی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | آنتوان چخوف داستانی از آنتوان چخوف
ترجمه زهره صمیمی
چند روز پیش یولیا واسیلیونا را به اتاق کارم خواستم. یولیا پرستار بچه ها بود . می خواستم حقوقش را پرداخت کنم.
-"بنشین یولیا. بگذار کمی به حسابهایمان رسیدگی کنیم. می دانم که پول لازم داری ولی تعارف می کنی و حرفی نمی زنی. خب ، ماهیانه سی روبل توافق کرده بودیم . اینطور نیست؟" ...

ادامه ...
شعری از ویلادیمیر مایاکوفسکی
ترجمه شهاب الدین قناطیر
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | ویلادیمیر مایاکوفسکی شعری از ویلادیمیر مایاکوفسکی 
ترجمه شهاب الدین قناطیر
های توتون ها
جسمی غلیظ ملبس به دود
فسرده هوا را ...

ادامه ...
شعری از راینر ماریا ریلکه
ترجمه سعید یعقوبی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | راینر ماریا ریلکه شعری از راینر ماریا ریلکه
ترجمه سعید یعقوبی
چشمانم پیش از این بر تپه ی آفتابی لغزید
پیشاپیش راهی که بدان قدم گذاشتم.
و ما فراچنگ چیزی آمدیم که از چنگ ما گریخت؛
چیزی که حتی از دور ، درخششی درونی داشت ...

ادامه ...
شعری از آنا آخماتووا
ترجمه سعید یعقوبی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | آنا آخماتووا شعری از آنا آخماتووا
ترجمه سعید یعقوبی
دستانم را زیر شال تیره ام به هم فشرده ام ...
" چرا پریده رنگتان ،چرا کرخت شده اید؟
--نکند از او یک مست لایعقل ساخته باشم
با اندوهی طاقت فرسا. ...

ادامه ...
داستانی از کیت شوپن
ترجمه سعید یعقوبی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | کیت شوپن داستانی از کیت شوپن 
ترجمه سعید یعقوبی
همه می دانستند که خانم مالارد ناراحتی قلبی دارد ، برای همین خیلی سعی کردند که خبر مرگ شوهرش را آرام آرام به او برسانند.
خواهرش ژوزفین قضیه را به او گفت، در جمله های کوتاه و با لکنت زبان ؛ در لفافه و مبهم . دوست شوهرش ریچارد هم آنجا کنار خانم مالارد بود . ...

ادامه ...