شعرهایی از علی جهانگیری
20 دی 95 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعرهایی از علی جهانگیری
یورتمه می رود غروب در اسب
گیسویی به شکل تازیانه بعد از فرود ، رها
کورس اول است و چهارده بار زائیدی
هفت در زیر و هفت در بالا ...

ادامه ...
« یلدا در فرهنگ ایرانیان »
علی جهانگیری
29 آذر 95 | اندیشه و نقد | علی جهانگیری « یلدا در فرهنگ ایرانیان »
علی جهانگیری
شروع دی ماه همراه است با داخل شدن خورشید به برج جدی ( ستاره شمالی ) که خانه زحل است و زحل ( کیوان ) نحس اکبر است در نجوم ، زیرا دورترین سیاره در هفت پیکر آسمانی بوده که انسان می دیده است و رنگ نماینده ی این پیکره سیاه است . ...

ادامه ...
شعرهایی از علی جهانگیری
29 مهر 95 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعرهایی از علی جهانگیری
قایقی کاغذی
بدون ﻗﻂﺐنما و بادبان
همین جاها گم شده بودیم انگار
نیاز به آگهی در روزنامه نیست
وقتی با هم هستیم
از گم شدن ﻧﻤﻲترسم ...

ادامه ...
شعرهایی از علی جهانگیری
24 دی 94 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعرهایی از علی جهانگیری
از من دهان می ماند
با سائیدن دندان ها به روی هم
« صدای اره برقی »
عنکبوت هایی سمج
...

ادامه ...
شعرهایی از علی جهانگیری
4 تیر 94 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعرهایی از علی جهانگیری
بزرگراه ، دوچرخه ها
سکوت و سپید ، صبح بی گناه
دود ها
سمفونی بالا می ریزد
و مرگ اختراع می شود
...

ادامه ...
شعری از علی جهانگیری
3 مرداد 93 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعری از علی جهانگیری
پس کوه ها به راه افتادند

تیر و کمانت را بردار پسرک آفتاب و

زیتون

و کاغذی سپید برای شعرم ...

ادامه ...
شعری از علی جهانگیری
15 فروردین 93 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعری از علی جهانگیری
اردیبهشت دیر کرده
و مادرم در بهار نارنج درد زائیدن دارد
كمي جلو تر
زمستانی شمالی با موهای بلند
كم كم به تمام لحافم نشت مي كند
و باران بزرگ
آسمان تاريك را مي خورد ... ...

ادامه ...
« حاجی فیروز » / علی جهانگیری
28 اسفند 92 | اندیشه و نقد | علی جهانگیری « حاجی فیروز »  / علی جهانگیری
« حاجی فیروز » در اسطوره های قدیم مصر آمده است که وقتی « اوزیرس » خدای رویش و باروری ، عاشق خواهر خویش « ایزیس » گردید ، « ست » خدای شب و خشکسالی بر او خشم گرفت و او را کشت و به چهارده پاره قسمت کرد و به چهارده نقطه پرتاب نمود ، « ایزیس » سیزده پاره ی « اوزیرس » را پیدا نمود و به هم چسباند و او را زنده کرد ، تنها قسمتی را که نیافت آلت نرینگی او بود ، ظاهرا سبزه گره زدن در روز سیزده به جستجوی جفت و پاره ...

ادامه ...
شعری از علی جهانگیری
27 اردیبهشت 91 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعری از علی جهانگیری
نار تی تی
نارتی تی
برگرد
روسری ات را
جا گذاشته ای
بر شاخسار
شکوفه هایت
پنهان نمی ماند ... ...

ادامه ...
تأملی بر « نيمه ي ديگر پياده رو » سروده « زهرا رنگاني» / علی جهانگیری
13 مهر 89 | اندیشه و نقد | علی جهانگیری تأملی بر «   نيمه ي ديگر پياده رو » سروده « زهرا رنگاني» / علی جهانگیری
...

ادامه ...
سایر صفحات :   2