شعری از زهرا حیدری
28 فروردین 99 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
اول «صدا» پدرم بود ،
بعد یک قطره «اشک»،
بالاخره مردی که دهان نداشت
و زمین مه‌آلوده مادرم.
گفتم چگونه سنگ باشم در ابدیت بی چراغ ...

ادامه ...
شعرهایی از زهرا حیدری
12 شهریور 98 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعرهایی از زهرا حیدری
نمی‌توان به درون‌گرایی درخت‌ها پیچید و برون‌گرایی باد...
نظم خیالی فصل‌ها
ما را به بوی علف سوق می‌دهد
یا به خواب‌های زمستانی...
چگونه دست به ترکیب زندگی بزنم
در تنگ این غروب ...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
6 بهمن 97 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
سنگ روبه‌روی سنگ
سنگ خیره به سنگ
و آن خیال منعطف از میان ما گذشت
با دست‌های رو به تزاید
که سنگ را به سنگ گره می‌زد.
دیدی چگونه دمید آن ستاره‌ی سرخ ...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
16 خرداد 97 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
سال‌های خورشیدی می‌چرخند
با آبروی زمین _که در چمدانی جا می‌شود_
فرو که بپاشم
زمین نفسی عمیق می‌کشد ...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
9 دی 96 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
از جست‌وجوی وطن برگرد
ای باد
ای منادی اندیشه‌های دور ...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
25 آبان 96 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
از آب‌های پر از کوسه می‌آید
من از خواب‌های عمیق بی رویا
او از دهان بی خاطره
من از تابستانی فراخ
چگونه قرار بگیرم در تاریکی چینه‌دان
انگشتانم را فریب بدهم ...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
1 مرداد 96 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
خوش دارم این روان گزیده را
روانه‌ی خیابان‌ها کنم
و فیل‌های مست را برهانم.
شرور و مبارک ...

ادامه ...
شعری از زهرا حیدری
28 فروردین 96 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعری از زهرا حیدری
این خاکستر کیست در هوا؟
این جمجمه برهنه در آینه چیست؟
زمین زاده توست
و باد که ﮔﻞهای سرخ را ...

ادامه ...