شعری از نگین فرهود
3 خرداد 98 | نگاه اول | نگین فرهود شعری از نگین فرهود
که حروفِ ...
بریزد از لای دندانِ عفونت
پخش در خانه شود
حروفِ وقتی صدا نمی‌زنمت به نام .
چشم که بچرخانم دورِ دهان
صبر بردارم از زبان و
هی ببلعم شیونِ روز ...

ادامه ...
شعری از آدرین ریچ
ترجمه ی از رُزا جمالی
8 مهر 98 | نگاه اول | رُزا جمالی شعری از آدرین ریچ
ترجمه ی از رُزا جمالی
سه خواهرِ من نشسته اند
بر گدازه ها و سنگ
برای بار اول است که در نور به وضوح می بینم آن ها را ... ...

ادامه ...
پست مدرن نشانه ای به هنگام یا نابه هنگام؟
عابدین پاپی
21 بهمن 97 | نگاه اول | عابدین پاپی پست مدرن نشانه ای به هنگام یا نابه هنگام؟
عابدین پاپی
نگارش و نگرش به یک موضوع که به عنوان خبری تازه ومفهومی فرآرونده بر جامعه سایه می افکند از چند ویژگی بهره مند است . نخست نگارشی درست و خوانا از آن موضوع است دوم نگرشی چند جانبه که حداقل خواننده بتواند با مضامینی تازه از آن موضوع مواجه شود و سوم شناخت ازایده های آن موضوع است به طوری که پشت بند هر نشانه ای چه به هنگام باشد و چه نا به هنگام یک ایده نهفته است ...

ادامه ...
شعرهایی از ادیت سودرگران
ترجمه ی زهره آذرشهاب
30 خرداد 97 | نگاه اول | زهره آذرشهاب شعرهایی از ادیت سودرگران
ترجمه ی زهره آذرشهاب
اديت سودر گران يكى از برجسته ترين شاعران معاصر سوئد و از پيشگامان شعر نو در اسكانديناوى است. او به اقليتى به نام سوئدي هاىِ فنلاند تعلق داشت. اين اقليت با وجود تبار فنلاندى، زبان مادرى اشان سوئدى است. سودرگران در آوريل 1892 در سنت پترزبورگ به دنيا آمد، از نوجوانى مبتلا به بيمارى سل شد و در حاليكه فقط سى و يك سال داشت در ژوئن 1923 به دنبال اين بيمارى در فنلاند درگذشت. او در طول عمر كوتاهش چهار مجموعه شعر منتشر كرد ...

ادامه ...
یک معجزه ، یک پیام سپید
قابی برای عبور عباس کیارستمی
ایرج زبردست
20 مهر 96 | نگاه اول | ایرج زبردست یک معجزه ، یک پیام سپید
 قابی برای عبور عباس کیارستمی
ایرج زبردست
عباس کیارستمی حرفهای زیادی را از خودش به جا گذاشت و حرف های زیادی را نیز با خودش برد . بی شک اگر کمی ادامه با او سر بر شانه حیات می گذاشت ، به ما می گفت چگونه از تهران آن آمبولانس زودتر از هواپیما به پاریس رسیده است . می گفت چگونه آن مجنون سپید پوش در تنش تب کاشت تا جانش تبخیر شود . آه کافی ست ... ...

ادامه ...
ویژه نامه ماگنوس ویلیام اولسون
ترجمه سهراب رحیمی .آزیتا قهرمان
29 اسفند 95 | نگاه اول | آزیتا قهرمان ویژه نامه ماگنوس ویلیام اولسون
ترجمه سهراب رحیمی .آزیتا قهرمان
ارسطو دربخش هفتم بوطیقای شعرپرسشی در باره نظم و مقیاس مطرح می کند . آنجا که تن (موضوع ؛ شی و روایت ) به مکانی برای تجربه ؛ خاطره و حضور بدل میشود . تعریفی که او به کار می برد به معنای درک شهود ی و یا کشف ناگهانی است . دریافتی شاعرانه که می خواهد ما را به چگونگی رابطه بین تن خویش و تن اشیا بازگرداند تا این زیبایی شکل بگیرد ؛ ظاهر شود . ...

ادامه ...
شعری از مارگريت آتوود
ترجمه شعله آذر
18 دی 95 | نگاه اول | شعله آذر شعری از مارگريت آتوود
ترجمه شعله آذر
زاده ١٨ نوامبر ١٩٣٩ نويسنده، شاعر، منتقد ادبي، فعال سياسي و فمينيست سرشناس كانادايي است.
مارگريت كودكي خود را در جنگل هاي شمال كبك در كنار پدرش كه يك گياه شناس بود، گذراند. تجربه دوران كودكي اش بعدها با به كارگيري تعبيرها از دنياي حيوانات و طبيعت در آثارش نمود يافته است.
آتوود تاكنون بيش از ٣٠ جلد كتاب شامل رمان، مجموعه شعر، مجموعه داستان كوتاه، نقد ادبي، تاريخ اجتماعي و كتاب هاي كودكان به تاليف رسانده است. ...

ادامه ...
شعری از ریبوار سیویلی
ترجمه بابک صحرانورد
30 مرداد 95 | نگاه اول | بابک صحرانورد شعری از ریبوار سیویلی
ترجمه بابک صحرانورد
ريبوار سيويلي Rebwar Siwayliشاعر و مدرس فلسفه، سال 1969 در سليمانيه كردستان عراق متولد شده و تحصيلاتش را تا مقطع ديپلم در همانجا به اتمام رسانده و سپس تحصيلاتش را دردانشگاه هنرهاي زيبا پي گرفته است. اما به دليل جنگ در سال 1985 به همراه خانوداده اش آواره مي شود تا اينكه سال 1988 به كشور دانمارك پناهنده مي شود ...

ادامه ...
تعهد به میراث ادبی جهان
وحید معینی فر
5 تیر 95 | نگاه اول | وحید معینی فر تعهد به میراث ادبی جهان
وحید معینی فر
داستان، از بی صداترین اختراعات بشر است. هیچ کس از تاریخ تولد آن خبر ندارد.قطعاً می توان قدمت آن را برابر با درازای عمر بشر دانست. شاید هضم این گفته دشوار باشد. اما در ادامه خواهیم دید که چنان هم به بیراهه نرفته ایم ...

ادامه ...
در سوگ حبیب الله قلیش لی
سید حمید شریف نیا
18 خرداد 95 | نگاه اول | سید حمید شریف نیا در سوگ حبیب الله قلیش لی
سید حمید شریف نیا
می مانی و خبرت می کنند که گویی مانده ای که بشوی و هی بکوبند با مرگ، که مرگ عزیزی، حبیبی و یا هرچه دیگر نمی شنوی اش و نمی بینی اش. می پذیری لال بنشینی و تلخ سر کنی. حبیب هم رفت. شاعری عزیز بود و و مومنی صادق. اهمیت حبیب قلیش لی برای هیچ کس پوشیده نیست که حبیب پوشیده بود و نجیب. هر آنکه حتی یک بار هم دیده بودش می توانست دلیل کافی برای دلتنگی اش داشته باشد. ...

ادامه ...
سایر صفحات :   13