| داستانی از ناهید پورزرین | |
| 25 اردیبهشت 93 | داستان | ناهید پورزرین |
|
|
آنقدر گفتم و غُر زدم و پا کوبیدم به زمین که راضی شد. مخصوصاً وقتی گفتم میخواهم کمک کنم تا تن بابایم توی گور نلرزد؛ دیگر چیزی نگفت. دوست عمو از آن دستکشهای نارنجیرنگی که سپورها میپوشند برایمان آورد و جایی که آشغالهای دیشب را برده بودند، نشانمان داد. عمو گفت: «آستینها و پاچههاتون بزنید بالا، مواظب خوردهشیشهها و آشغالای کثیف هم باشید؛ صدجور مرض میآرن.» ...
|
|
ادامه ... |
|
ویژه نامه ها
|
|
| 1400 |
|
|
| نوروز 1399 |
|
|
| نوروز 1398 |
|
|
| نوروز 1397 |
|
|
| داستان نوروز 1396 |
|
|
| نوروز 1393 |
|
|
| بهرام اردبیلی |
|
|
| ترجمه اولیس اثر جویس |
|
|
| ساده نویسی |
|
|
| علی مسعود هزارجریبی |
اینجا و آنجا
- حسین منزوی ، مردی که بدون او چیزی کم بود
- نجف دریابندری ، مردی که زیر حکم درخشید
- منصور ململی درگذشت
- برای مردی که شناسنامه ملی ایرانیان را از غبار تحریف پیرایش کرد
- اعلام فهرست نهایی جایزه ادبی زنان
- نقبی بر «تاریخ بیهقی» یکی از رساترین متون تاریخنگاری فارسی
- ویدیو برای علی باباچاهی صدای متفاوت شعر معاصر ایران
![]() |
| رمان پنج باب در رجعت سلیم و دوالپا نوشته ی احمد درخشان |
دیگران
آرشیو
عضویت در خبرنامه
لوگوی پیاده رو
|
| شرایط درج آگهی در پیاده رو |
|
| کانال تلگرام پیاده رو piaderonews@ |
