| داستانی از امید کامیارنژاد | |
| 24 خرداد 98 | داستان | امید کامیارنژاد |
|
|
این پنجره های آهنی اگر تا صبح کیپ تا کیپ بسته بمانند، قطعاً این عباس حرامی مرا خواهد کُشت. جناب باز پرس، لااقل دستور بفرمایید یکی از این پنجره ها را باز کنند، تا هم نور بتابد تو هم این بوی تعفنِ مرده ماهی کمی کم بشود. آخر تصدقتان بشوم با این نور ضعیف مهتابی، با این قندیل فکسنی... چی؟ قندیل نیست؟ بله چشم. امر، امر شماست ...
|
|
ادامه ... |
|
ویژه نامه ها
|
|
| 1400 |
|
|
| نوروز 1399 |
|
|
| نوروز 1398 |
|
|
| نوروز 1397 |
|
|
| داستان نوروز 1396 |
|
|
| نوروز 1393 |
|
|
| بهرام اردبیلی |
|
|
| ترجمه اولیس اثر جویس |
|
|
| ساده نویسی |
|
|
| علی مسعود هزارجریبی |
اینجا و آنجا
- حسین منزوی ، مردی که بدون او چیزی کم بود
- نجف دریابندری ، مردی که زیر حکم درخشید
- منصور ململی درگذشت
- برای مردی که شناسنامه ملی ایرانیان را از غبار تحریف پیرایش کرد
- اعلام فهرست نهایی جایزه ادبی زنان
- نقبی بر «تاریخ بیهقی» یکی از رساترین متون تاریخنگاری فارسی
- ویدیو برای علی باباچاهی صدای متفاوت شعر معاصر ایران
![]() |
| رمان پنج باب در رجعت سلیم و دوالپا نوشته ی احمد درخشان |
دیگران
آرشیو
عضویت در خبرنامه
لوگوی پیاده رو
|
| شرایط درج آگهی در پیاده رو |
|
| کانال تلگرام پیاده رو piaderonews@ |
