شعری از کاوه حیدری
تاریخ ارسال : 30 مرداد 05
بخش : شعر امروز ایران
آینه
من در آینه تو را دیدم،
آنگاه کە از سایە بیرون آمدی.
بوی هراس گرگی میدهی،
کە جهان کوچکش را با خرناس و دندان قروچە، سامان میدهد.
و با یال پفکردە، بە ماە چنگ میکشد.
اندوە،
ستارەی دنبالەداری بود کە در من گذشت.
و فروتنی،
انعکاس رقص اثیری ماە
برسنگریزە و فلس ماهیان
و رویای گمشدن غرور و کینە، در باد.
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
