شعری از حامد اشرف زارعی
تاریخ ارسال : 30 خرداد 05
بخش : قوالب کلاسیک
«عتیقه»
تهِ یه موزهی تعطیل
ظرف کهنهی سفالی
مثلاً منم یه گنجم
اسکناسِ زیرِ قالی
یه فسیل عهدبوقم
خوراک زمینشناسی
واسهی هر مستندساز
من یه سوژهی اساسی
مثل یه گونهی نادر
فیلی که توی هوا بود
فیلم زندگیم شبیهِ
فیلمای رازبقا بود
تو منو پیدا نکردی؟
من یه عکسم روی دیوار
که نوشته: برنگشته
وقتی رفته آخرینبار
دایناسوری که تازه
داره دندون درمیآره
طفلی که بدو تولّد
میدونه آخر کاره
چهجوری دووم بیارم
همهجا وقتی غریبه
پس چرا اینهمه عادت
واسه من فقط عجیبه؟
نه صعودم، نه سقوطم
وسطای یه نمودار
عددی که عددی نیس
مثل صفر قبلِ اعشار
تو منو پیدا نکردی؟
خبری از من نداری؟
من یه رؤیای محالم
توی ساعتِ اداری
شیههی یه اسب خسته
زیر شلّاقِ سوارم
پشت جعلِ تنکابن
گریههای شهسوارم
تو منو پیدا نکردی؟
هیچکجا منو ندیدی؟
وقتی داد زدم: «من اینجام!»
تو صدامو نشنیدی؟
حامد اشرفزارعی
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
