شعرهایی از محمدعلی حسنلو
تاریخ ارسال : 6 مرداد 05
بخش : شعر امروز ایران
۱
بهاری از گلها بیرون خزید
حیاط صدای پرندگان شد
ساقه به ساقه
گربهی خانگیام
جهان را به اندازهی دماغش بویید
آفتاب
کمی از نورهایش را آورد وُ
باران
آسمان را بیش از سالِ قبل بارید
وَ من، در رویای پروانهای رنگی، فرو رفتم.
۲
در سرزمین حسرتها
فرود آمدیم وُ
هر روز بیشتر فرو رفتیم
آواری چنانکه باید
رنجهامان را تیمار نکرد
وَ شادی
از چارچوبِ بادبادکی
جَست وُ سودای دیگری
در سر نداشت
ما را وا گذاشت
در قرضهایی بیانتها.
۳
کلمهای که به سراغم نیامدهای
اکنون کلمهای دیگری شدهای
چون آرزویی نامعلوم
فرو رفتهای در فرازهای ذهن
یادم میآوری وُ
یادت میآورم
وَ بادی بیسو
از میانمان میگذرد
میپرسی: کدام شاعر؟ در کدام جادو وُ کلمه؟
وَ جوابت میآید: در کلمهای که خلق نشده است!
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
