شعرهایی از علی جهانگیری
تاریخ ارسال : 30 مرداد 05
بخش : شعر امروز ایران
1
تو از تو زیبایی باران
آشتی هستی و آشنایی
چهره مپوشان و دورم مکن
در بیم و روشنی
که می درخشد ابر
آب را شستشو می دهی در چهره ات
اندوه آینده است
آشنایی کن
دویدنی تر از گریز گوزنان
آشتی تر از دوستی
ناگشوده تر از جنگل هیرکان
تو از تو زیباتری باران
2
هی جلو آمدی و ما
عقبنشینی کردیم
باید بنشینم حساب کنم
در سال چندم قبل از تولدم هستم
کار از من و ما و شما گذشته است
این شهر را کجا کفن کنم؟
این ابر، این هوا، این آفتاب
این خاک بیپدر را کجا خاک کنم؟
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
