شعرهایی از حسین فرخی


شعرهایی از حسین فرخی نویسنده : حسین فرخی
تاریخ ارسال :‌ 6 مرداد 05
بخش : شعر امروز ایران

 

 

 

 

«عاشقونه»

دور نباش بیا
غزل‌هایم را می‌خوانم 
مسلحم
چند کشته و خیابان بیاور
زن و بوسه و ترانه بخواه
من خون‌سردم با رد پایم
در دل تاریکی و کنارم باش 
مثل وقتی که رک و راست
و کاری قسمت‌هایم را 
به اشتراک گذاشتم 
صدا پشت صدا را مشترک باش
در قیامتم کمی تامل کن
از تاریکی و چند بوسه 
تعریف می‌کنم
تصادفی نیست
نه، دور نباش بیا
به من و شعر ملحق شو
دل‌سپردن هنر است 
که می‌سپاریم
دور از دسترس نیست
دیلمان باشی قبولت دارم
دیگه بگو چه خبر؟
به نوشتن  مسلح شده‌ام
به اشتراک خودم  
ادامه می‌دهم 
چه‌قدر غزل‌هایم میشوی؟

     


«ساز»

طراوت سازم
و شعله‌ی ملودی‌ها
 
انگار دارم 
بوی جوی مولیان می‌شوم
و یاد یارانم را
زنده می‌کنم
یادداشت کن
و دلبرانم را دوباره‌
دعوت می‌کنم برخیزند
و تعریفی تازه
از شجاعت بدهند

بکتاش و قرار بگذاریم
زخم‌ها را 
جا بیندازیم
فروغ و جایی 
برای ملاقات بگذاریم
احمدرضا
و دست از خواندن
دیگر برنداریم

شب بخارایم 
با ساز و سرودن
اعتراف می‌کنم.

    

   لینک کوتاه :

  چاپ صفحه
بیان دیدگاه ها
نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
  کد امنیتی
کد امنیتی :