شعری از علیرضا نوری
18 آذر 96 | شعر امروز ایران | علیرضا نوری شعری از علیرضا نوری
نعش اسب را کشیده بود روی پوست
و قصد داشت دو تکه ابر را جای قلب بچپاند کنج سینه سمت راست
باد را گفته بود خواهر
به درختان به چشم مادر نگاه می‌کرد ...

ادامه ...
شعری از علیرضا نوری
3 دی 89 | شعر امروز ایران | علیرضا نوری شعری از علیرضا نوری
و شبیه عاشقی

که همیشه چند کلمه کم دارد

نجات پیدا نمی کنم

پلک می زنی

و آبشار شروع می شود
...

ادامه ...