شعرهایی از بنیامین دیلم کتولی
29 اسفند 95 | قوالب کلاسیک | بنیامین دیلم کتولی شعرهایی از بنیامین دیلم کتولی
نشستم وا کنم با بوسه ، آن لبهای عریان را
که من خود دیده ام وا می کنند اینگونه قرآن را
شکر یا شوکران ، سهم من ازاین دلسپردن چیست
به زهر آلوده گویا میزبانی جام مهمان را ...

ادامه ...
شعری از بنیامین دیلم کتولی
28 اسفند 93 | قوالب کلاسیک | بنیامین دیلم کتولی شعری از بنیامین دیلم کتولی
من آن پیغمبر پیرم که گم کردم خدایم را
چه سودی پس اگر در نیل اندازم عصایم را
قمارآلوده ای مستم که حتی در قمار خود
به غفلت داده ام بر باد دندان طلایم را
...

ادامه ...
غزل هایی از بنیامین دیلم کتولی
28 اسفند 92 | قوالب کلاسیک | بنیامین دیلم کتولی غزل هایی از بنیامین دیلم کتولی
به غير زهر چه نوشيده است سربازي
كه عاشق يكي از همسران شاه شدست ؟!
مگر گذشته شب از باغ سبزگردويي
كه دست هاي بزرگش چنين سياه شدست
...

ادامه ...