شعری از علی سلطانی فر
تاریخ ارسال : 8 آبان 05
بخش : قوالب کلاسیک
سرگذشتم هنوز تکراریست
سالها رفته پشتِ میزِ قمار
من کماکان نشستهام اینجا
که مرا با فرار و ترس چهکار؟
زندگی تا تسلسل رنج است
مرد میدان درد، یعنی من
گُردهام بوم زخم و نشترهاست
آشنا با نبرد، یعنی من
بیستوچند سال رفته و باز
روزها را شماره خواهم کرد
من به «هیس» تو، تن نخواهم داد
من «صدا» را دوباره خواهم کرد
از تو میکاهم، از هجوم زمان
تا که از انتها خبر برسد
من جلو میروم به کم شدنت
زیستم تا به مرگ سر برسد
آی فردا! حریف دیرینه!
جنگجو مست تیغآختن است
هوسِ این منِ شکستزده
همچنان با تو نرد باختن است
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
