شعری از علی سلطانی فر
تاریخ ارسال : 6 مرداد 05
بخش : شعر امروز ایران
همه چیز
از یک بادبادک شروع شد
در آن حجم تاریکی
چشمانات را میگشتم و ستارهها بازیشان گرفته بود -
میگیری دستانام را
کورمال کورمال بادبادکام میدهی
بی که به آسماناش سپرده باشی و
من
پرواز را هنوز نیاموخته بودم
هم بادبادک را
در آن حجم تاریکی
بچهای بودم که بادبادک میبُردش -
بالا میبَرَدش
بالا
بالاتر
به آسمان که رسیدم -
ستارههای دور-و-برم برای منی که تنها تا شانزده را بلدم آنقدر هستند
که بیشمار ...
.
.
.
همه چیز واضح بود
در آن حجم تاریکی
از آن حجم تاریکی
پایین که بیایم
آمدم
ستارهها بازی را بردهاند
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
