شعری از احسان قدیمی


شعری از احسان قدیمی نویسنده : احسان قدیمی
تاریخ ارسال :‌ 6 مرداد 05
بخش : قوالب کلاسیک

 

 

 

میدان مین، صدای فرو رفتن پدر
دنبال کاه و یونجه و گل‌های هفت‌پر

مادر؛ کوزت، بشور و بساب و بزایمت
هی رخت چرک‌مرده و بویی که بیشتر...

من داد/ می‌کشم نخِ شلوار پاره را
چوب و حصیر و زن، زده زیر دلت پسر

درد از ستونِ پنجم پشتش شروع شد
جنگ از چراغ‌نفتی و کبریت بی‌خطر

حالم بد است، بچه نشو! قول می‌دهی
 بالا بیاورید مرا از شکافِ در؟

دیدم کسی به کودکی‌ام رحم می‌کند
مادر، پدر، تفنگ برادر، کلاغ پر

سوگند می‌خورم به «تو را دوست دارمت»
سوگند می‌خورم به هزاران هزار سرـ

داران شوش، کوچه‌ی اعدام، مولوی...
پایان شب؛ شروع فرو پاشی سحر

سرگیجه‌ام گرفته، سرم درد می‌کند
 دکتر پدر نیامده امروزم از سفر؟

این تخت لعنتی، تب و آغوش گرم تو
مادر بیا! بیا و مرا با خودت ببر

ترکش! صدای موج! کجا؟ یا حسین! ...بمب!
«بارون»... غروب و قمقمه‌ی خالیِ پدر....

 

   لینک کوتاه :

  چاپ صفحه
بیان دیدگاه ها
نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
  کد امنیتی
کد امنیتی :