شعرهایی از شریف الدین امیرپور


شعرهایی از شریف الدین  امیرپور نویسنده : شریف الدین امیرپور
تاریخ ارسال :‌ 27 شهریور 05
بخش : قوالب کلاسیک

شاعر نهم

 

یک)

بی بودنت اتفاق خمیازه کشید

بی آتشِ تو اجاق خمیازه کشید

در باز شد و کسی نیامد داخل

در بسته شد و اتاق خمیازه کشید

 

دو)

با دست مرا بگیر و پرتابم کن

در عکس قشنگ خاطره، قابم کن

یک عمر کنار رودخانه بودم

از سنگ شدن خسته شدم، آبم کن

 

سه)

با اینکه خراب و خسته‌ام در خانه

در روی غمت نبسته‌ام در خانه

از پای فرار مدتی افتادم

از دست غمت نشسته‌ام در خانه

 

چهار)

زیبایی بی‌کرانه‌ای خواهد بود

شعری، غزلی، ترانه‌ای خواهد بود

تصویرِ تقارُنِ هماغوشی‌ها...

...آیینه‌ی عاشقانه‌ای خواهد بود...

 

پنج)

در خانه اثاث ما سر جایش نیست

مقیاس و قیاس ما سر جایش نیست

حس می‌کنم انگار به ما دزد زده

وقتی که حواس ما سر جایش نیست

 

شرف‌الدین امیرپور

   لینک کوتاه :

  چاپ صفحه
بیان دیدگاه ها
نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
  کد امنیتی
کد امنیتی :