شعرهایی از سینا سنجری
تاریخ ارسال : 30 مرداد 05
بخش : شعر امروز ایران
دوازده هایکو :
یک
خانهی پدری؛
کاغذی مچاله در کشو
بازش نمیکنم.
دو
بامداد پاییزی
از مه بیرون میزند
شلال گیسویی
سه
از پسِ سالها
به خانه برمیگردم؛
سیبهایِ پلاسیده
چهار
کلبهی جنگلی؛
گردِ شعلهی شمعی
انجمنِ حشرات
پنج
شب بهاری
رو بر میگردانم
کسی نیست
شش
شبِ پاییزی؛
کنارِ تخت افتاده
لنگهی جورابِ تو.
هفت
سوسنِ یکروزه؛
روزنامه میخواند
بیمارِ سرطانی.
هشت
دفترچه قدیمی
واژگان پاک شده
چه نوشته بودم؟
نه
کنارِ دیواری
قطعهگچی در دست؛
دهسالگیِ من
ده
مهمانیِ بهاری
دیر میرسیم
شکوفهها ریختهاند
یازده
پارکِ بازی
خودم را میشنوم
در خندههایِ تو
دوازده
غروب خزانی؛
اسکناس میشماری
نخستین دشت
| لینک کوتاه : |
چاپ صفحه
